تبليغاتX
نگاه شخصی من

نگاه شخصی من

سینما

 نقد فیلم

فيلم تصادف
در جستجوی پناهگاه، امیر عزتی

تصادف   Crash

کارگردان: پل هاگیس. فیلمنامه: رابرت مورسکو، پل هاگیس. مدیر فیلمبرداری: دانا گونزالس، جیمز مورو. تدوین: هیوز واینبورن. موسیقی: مارک ایشام. طراح صحنه: لارنس بنت. بازیگران: ساندرا بولاک( جین کابوت)، دان چیدل( کارآگاه گراهام واترز)، مت دیلون(گروهبان رایان)، جنیفر اسپوزیتو(ریا)، ویلیام فیچنر(جک فلانگان)، برندان فریزر(ریچارد کابوت)، تندی نیوتن(کریستین)، رایان فیلیپه(سرکار هنسون)، شاون توب(فرهاد). ١١٣دقیقه . محصول ٢٠٠٤ آمریکا، آلمان.

دو کاراگاه پلیس که عاشق همدیگرند، یک مغازه دار ایرانی عصبی ، یک زن خانه دار و همسرش که دادستان است، یک کارگردان سیاه پوست و همسرش، یک قفل ساز مکزیکی و دختر کوچکش،  دو سارق سیاه پوست  اتومبیل، یک زوج میان سال چینی  و یک پلیس تازه کار و همکار نژاد پرست اش ...کسانی که درون زندگی یکنواخت لس آنجلس بی خبر از هم زندگی می کنند و امکان بسیار ضعیفی وجود دارد که زندگی هایشان با هم تداخل پیدا کند؛ اما یک تصادف همه چیز را عوض می کند.

 در جستجوی پناهگاه

 امیر عزتی

 

  همیشه فیلم هایی را که در خلاف جهت تصور تماشاگر حرکت می کنند، دوست داشته ام و معتقدم کسی که می خواهد با انتظارات تماشاگر بازی کند، باید از نظر دراماتیک کارش خوب بلد باشد. تصادف یکی از این فیلم هاست و کارگردانش نشان می دهد که به کار خویش وارد است. از نام فیلم آغاز می کنم، که در ذهن تماشاگر این تصور را ایجاد می کند که باید با تصادف های معمول رانندگی در فیلم روبرو شود، اما در طول فیلم آن چه با یکدیگر تصادف می کنند، اتومبیل ها نیستند، بلکه احساسات شخصیت هاست که با یکدیگر برخورد می کنند. در اجرا نیز هاگیس تماشاگر را آن قدر با وقایع غیر منتظره روبرو می کند که در پایان، از نظر دراماتیک لزوم چندانی به گره گشایی حس نمی شود.

تصادف اولین فیلم پل هاگیس در مقام کارگردانی است، او قبلاً برای فیلمنامه تیکه میلیون دلاری کاندید اسکار بوده و چندین جایزه برای فیلمنامه هایش گرفته است. هاگیس در تیکه میلیون دلاری نشان داد که در لمس فشارهای درونی آدم ها  و تبدیل آنها به عناصر دراماتیک تا چه حد تواناست و نتیجه کارش مانند مشتی بر روی معده بیننده بود. هاگیس این بار فقط مشت های دراماتیک پرتاب نمی کند، بلکه تکنیک نشان دادن راست و زدن به چپ را نیز به آن اضافه کرده است. او وقایع را به شکلی عادی به تماشاگر عرضه می کند، اما در میانه راه مسیر را عوض کرده و ضربه هایی در جهت عکس به تماشاگر وارد می کند. این عمل باعث می شود شوک شدیدی به تماشاگر ، هم چون شخصیت های فیلم ، وارد شده و در نتیجه اعتقاد تماشاگر به پیش فرض هایش را زیر سوال ببرد.

این که چگونه پیش فرض ها در جامعه تبدیل به هیستری می شود، و این که تحت تاثیر واقعه یازده سپتامبر چگونه اقلیت مسلمان به چشم دشمن نگریسته می شود؛ موضوع تازه ای نیست. اما هیچ کس، حتی کسانی که دارای این پیش فرض ها هستند، متوجه نیستند که در امنیت قرار ندارند و برای همین است که فیلم هاگیس واجد  اهمیت است.

در تصادف انسان هایی  حضور دارند که به پیش فرض های خود چسبیده اند و  متوجه پیرامون خود نیستند، اما نیاز به امنیت را حس می کنند و از این که زخمی و رنجیده شوند حیرت می کنند. هدف هاگیس زدن ضربه ای به این آدم هاست و یقین دارم کسانی که رنجیده شده اند، پس از گذراندن تجربه ای متفاوت در زندگی ، این که چقدر آسان از چنگ پیش فرض هایشان خلاص شده اند، خواهند خندید ، اما در فیلم تصادف همه به راحتی نمی توانند بخندند.

مضمونی که هاگیس برای کار خود انتخاب کرده، هم چون قطعات نامفهوم و شاید شوک آور یک پازل است. انسانهایی از نژادهای مختلف که به جای شناخت یکدیگر باید به نیاز مراقبت از همدیگر پی ببرند. اما برای رسیدن به منزل مقصود راهی سخت در پیش است. به نظر هاگیس تمامی شخصیت های تصادف دچار پارانویا هستند مانند:

 کامرون ، کارگردانی که شاهد دستمالی و در واقع تجاوز پلیسی نژاد پرست به همسرش به بهانه بازرسی بدنی می شود، قفل سازی مکزیکی که دختر پنج ساله اش از ترس گلوله ای که شاید از پنجره اتاقش به درون بیاید در زیر تختخواب پناه گرفته است، جین همسر دادستان محلی که اتومبیلش به زور سلاح غصب می شود و فقط به صرف این که از قیافه قفل ساز خوشش نیامده دستور می دهد تا دوباره قفل های منزل تعویض شوند. این پارانویا در دو صحنه اثرگذار به اوج می رسد ، ابتدا در آنجا که هنسون اسلحه کشیده و سیاه پوست جوان را به قتل می رساند و دوم آنجا که کریستین ، همسر کارگردان ، بعد از تصادف در اتومبیل به دام افتاده و تنها پلیس نزدیک به محل حادثه کسی نیست جز همان مامور نژاد پرستی که او را دستمالی کرده است. وحشت او از دیدن مامور آن چنان زیاد است که ترجیح می دهد در اتومبیل که تا دقایقی دیگر منفجر خواهد شد، به حال خود رها شود.

 اما برای من تاثیر گذار ترین لحظه فیلم فریاد جگر خراش قفل ساز مکزیکی در لحظه ای  است که می پندارد دخترش مورد اصابت گلوله فرهاد مغازه دار ایرانی قرار گرفته است. اما نترسید معجزه ای رخ داده است، دختر فرهاد قبلاً گلوله های واقعی را با گلوله های پلاستیکی عوض کرده تا پدرش در اوج خشم جان انسانی را نستاند.

از دید هاگیس آمریکایی ها همه دچار بیگانه هراسی شده اند ، هیچ کس نمی خواهد طرف مقابل را درک کند، نمی خواهد بداند که او واقعاً چگونه انسانی است، همین قدر که بیگانه باشد برای دوری گزیدن و نفرت ورزیدن کافی است. حتی سیاه پوست جوانی که خود اسیر بیگانه هراسی سفید ها ست ، هنگام تصادف با مرد میان سال چینی ، او را به دلیل این که یک چشم بادامی است و متعلق به نژادی پست تر، در میانه خیابان رها می کند.

برای کسانی که مغازه فرهاد را نیز تخریب کرده اند ،او یک عرب است. تعجب فرهاد هنگام گفتن " از کی ایرانی ها عرب شده اند؟ " به همسرش که دیوارها را تمیز می کند دیدنی است. شاید او نیز اعتقاد دارد که ایرانی ها از اعراب برترند؟ 

حتی هنسون نیز پس از جنایت از تمامی اصول اخلاقی خود عدول کرده و اتومبیل را هم چون سرباز آمریکایی حاضر در عراق به آتش می کشد تا ردی از جنایت خویش برجای نگذارد. یا مرد چینی میان سال که حتی به هم نژاد خود رحم نکرده و یک خانواده مهاجر قاچاق را در وانت خود محبوس کرده تا بعداً آنها را در ازای نفری پانصد دلار بفروشد.

البته لحظات نه چندان امید بخشی هم در فیلم وجود دارد ، مانند پیچیدن پای جین در منزل و این که کسی غیر از خدمتکار لاتینی وجود ندارد تا به او کمک کند. جین به او می گوید " تو تنها دوست نزدیک منی " این جمله  نشان دهنده تنهایی عمیقی است که بعد از یازده سپتامبر گریبان آمریکایی ها را گرفته است. مردم آمریکا خود را بیش از پیش در خطر حس می کنند، اما باید پرواز اعتماد را با همدیگر تجربه کنند . 

در آغاز گفتم که هیچ کس در امنیت کامل قرار ندارد، ما همه در یک کشتی قرار داریم و انتخاب هایی که می کنیم ، زندگی دیگر انسان های درون کشتی را تحت تاثیر قرار می دهد. اما ظاهراً هیچ کس متوجه این نیست که همگی در یک کشتی قرار داریم، همه تلاش می کنند که قفل ها را عوض کنند، اما تعمیر در را فراموش می کنند. اگر در را تعمیر کنند، این بار در اتومبیل به دام خواهند افتاد. راه در امنیت زندگی کردن از آموزش مغزها می گذرد، اما هاگیس ترجیح می دهد این حرف را در پایان فیلم نگوید و روش تز گونه بودن فیلم را رد کرده و آن را در طول فیلم کم کم توضیح می دهد.

هاگیس ساختار دراماتیک را خوب می شناسد، بنابر این  در آفریدن لحظه های دور از انتظار یگانه عمل می کند. مانند صحنه ای که مغازه دار عصبی ایرانی پس از ریختن زباله ها به داخل مغازه اش برمی گردد. دوربین به جای تعقیب او  روی زباله ها زوم می کند. گوش ها و مغز تماشاگر منتظر شنیدن صدای شلیک گلوله ای به قصد خودکشی است، اما مغازه دار برمی گردد و زباله ها را به هم می ریزد تا آدرس قفل ساز مکزیکی را پیدا کند.

یا لحظه ای که کامرون ، کارگردانی که از سوی همسرش به دلیل نداشتن شهامت مورد تحقیر قرار گرفته، به پشتوانه سلاحی که به چنگ آورده  برای پلیس هایی که محاصره اش کرده اند، رجز خوانی می کند، اما چیزی که انتظارش را دارید، به وقوع نمی پیوندد و سلاح هرگز کشیده نمی شود.

فیلم هاگیس مسلماً به عنوان یکی از بهترین فیلم های اول هر کارگردانی در یادها خواهد ماند. سناریوی خوب با نگاهی هوشمندانه و بازی هایی کوتاه ، اما عالی از بازیگران نامدار مانند برندان فریزر، مردی برای تمام نقش ها، از نقاط قوت فیلم است؛ یا دان چیدل در نقش کارآگاه پلیس که با بازی خود قدرت سکوت را به نمایش می گذارد و بد نیست به ترنس هاوارد در نقش کامرون هم اشاره ای بکنم که در صحنه رویارویی با پلیس با چشمانی اشک آلود ، در نقش شوهری که غرورش جریحه دار شده ، آن چنان اثرگذار بازی می کند که نمی توانید فراموشش کنید.

تصادف در مقیاس کوچک نشان دهنده آمریکا و در مقیاس بزرگ تصویر کننده جهان پیرامون ماست. دنیایی که آدمی در آن اسیر ضعف ها ، پیش فرض ها و حوادثی است که به نتایجی دور از انتظار ختم می شوند . استفاده نمادین هاگیس از برف- از سال ١٩٨٩ تاکنون در لس آنجلس برف نباریده است- به مثابه عاملی وحدت بخش نشان می دهد که بلا بر سر ما یک سان می بارد. تصادف ادیسه ای اخلاقی از زندگی انسان معاصر و مملو از خوادث غیر مترقبه، تقدیر و سرنوشت و نیاز به عشق در روابط انسانی است. تصادف قصه ای غمگنانه درباره دوران ماست؛  دورانی که فردیت، از خود بیگانگی و نفوذ رسانه ها در آن موج می زند. ریشه این بحران ها در دیدگاه مادی گرایانه لجام گسیخته ای نهفته که بر ما تحمیل شده است. سخن بر سر این است که قبل از مرگ نیاز داریم تا آرامش و صلح را تجربه کنیم، راستی برای رها شدن از اسارتی که ما را از انسانیت تهی ساخته، برای اصلاح خطاهای خود چقدر زمان داریم؟

آیا ما نیز هم چون رایان فرصتی خواهیم داشت تا در عین ناباوری از چنگ پیش فرض های غلط خود رها شویم.

در آغاز فیلم رایان پلیس باتجربه ، اما نژاد پرست بازوی پلیس تازه کار را گرفته و فشار می دهد و از وی سوال می کند " می دونی کی هستی؟ " . جوان تصور می کند می داند کیست، اما در واقع نمی داند. رایان به او می گوید " اگر می خوای بدونی کی هستی، یه کم دیگه کار کن " به این گونه سعی دارد دلیل رفتار ناشایست خود را هم چون یک معذرت خواهی به همکار جوانش بفهماند " یک روز تو هم شبیه من می شی " . اما چند دقیقه بعد، رایان که نفرتی عمیق به سیاه پوست ها دارد مجبور می شود زنی سیاه پوست را که قبلاً به شکلی شدید رنجانده بود، از مرگی حتمی نجات دهد. تماشاگران تعجب می کنند، خود رایان هم همین طور. هاگیس در این جا تعجب رایان را که به سوپرمن تبدیل شده، به تماشاگر منتقل می کند و به احساسی عالی دست می یابد و به پیش فرض هایی که این بدن را اسیر خود ساخته اند می گوید که نمی توانند همیشه بر آن حاکم باشند.

گفتن این که ابتدا چه کسی بود که ساختن فیلم هایی با این ساختار دیداری / شنیداری پازل گونه را آغاز کرد، سهل نیست. در ١٩٩٩ پل تامس اندرسن با ماگنولیا و سال بعد اینیاریتو با Amores perros شخصیت های فیلم شان را با زنجیره ای از تصادفات به هم پیوند دادند. البته رابرت آلتمن در دهه هفتاد کوشش هایی در این زمینه انجام داده و در ١٩٩٣ برش های کوتاه را ساخته بود. تک ستاره جان سیلز را نیز نباید فراموش کرد. اما تصادف ساخته هاگیس درباره مهم ترین موضوع جهان در هزاره سوم است و از این رو با دیگر فیلم های مشابه خود تفاوتی عمیق دارد. در فیلم تصادف آن  چه که با هم تصادف می کنند  فرهنگ ها و نژاد هاست، یعنی برخورد تمدن ها.

تصادف به اندازه ماگنولیا محزون، به اندازه خوشبختی خشن و بیش از زیبای آمریکایی دراماتیک است. توانایی هاگیس در چیدن شخصیت هایش در جاهای مناسب  و به رخ کشیدن بی پروای حقایق است؛ او  راه حل های ساده  ارائه نمی دهد؛ امید بیهوده به تماشاگر ارزانی نمی کند ؛ از نظر او رستگاری رویایی گریزپاست. آمریکایی که او تصویر می کند بعد از فاجعه انهدام برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی دیگر مهد آزادی نیست ، بلکه مهد ترس هاست.

با این حال این فیلم فقط درباره لس آنجلس و  آمریکا نیست، موضوع آن را می توان به تمامی شهر ها و کشورها تعمیم داد. فراموش نکنید که شما در خانه خود نیز چندان در امنیت نیستید، ناگهان پایتان می پیچدد یا بیمار می شوید. نیاز به امنیت بودن مفهومی است که در مغز شکل می گیرد  و در همان جا نیز بایستی حل شود.  امروزه ما در برنامه های خبری تلویزیون شاهد اتفاقات ناگوار تازه ای هستیم، اما با هاگیس هم کلام می شوم که شاید فردا...

 

٠٢:١٤ ٢٢/١١/١٣٨۴
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:55  توسط محمود  | 

 
 
آفسايد
شاهرخ گلستان

جعفر پناهی آخرين مراحل فنی فيلم تازه اش "آفسايد" را که به مسئله ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاه ها و بخصوص تماشای مسابقات فوتبال می پردازد، در پاريس به انجام رساند و آن را آماده نمايش کرد.
جعفر پناهی در پاريس اين امکان را به من داد تا فيلمش را ببينم و با او گفتگويی داشته باشم. فيلم آفسايد با اينکه به اهميت دو فيلم قبلی او "دايره" و "طلای سرخ" نيست اما فيلمی گيرا و ديدنی است؛ بخصوص که هيجان فوتبال و شور دختران جوانی که سعی می کنند با شکل پسرانه خود را به ورزشگاه آزادی برسانند، بر گرمای آن افزوده است.


از همان آغاز که دختری با پوشش پسرانه و صورت رنگ کرده می خواهد بليتش را در بازار سياه بخرد و فروشنده که متوجه دختر بودن او می شود پول بيشتری برای بليت مطالبه می کند و دختر می پردازد، تماشاگر وارد ماجرايی می شود که به عاقبت کار دختر پيوند دارد.
در ميان صدها دختری که می توانند خود را به داخل ورزشگاه برسانند، چند نفری شناسايی و دستگير می شوند و فيلم ماجراهای همين دستگيرشدگان است.


دختران را در انتظار اتوبوسی که بايد آنها را به بازداشتگاه ببرد، پشت ديوار جايگاه تماشاچيان روی زمين نشانده اند و دو- سه سرباز وظيفه را که از روستاهای شمال ايران هستند و با دختران جوان و درس خوانده تهرانی در تضاد فکری کامل قرار دارند، مامور مراقبت از آنها کرده اند.
دفاعی که اين دختران جوان از حقانيت خودشان می کنند و متانتی که در رفتار و گفتارشان است، از آنها شخصيتی احترام برانگيز ساخته است.
در صحنه هايی که دختران دستگير شده را در ميان نرده های آهنی تحت نظر می بينيم فقط صدای استاديوم و فريادهای تماشاگران هيجان زده شنيده می شود. اما تماشاگر فيلم بدون ديدن تصاويری از بازی فوتبال همچون دختران محروم شده در حسرت تماشاست.
پناهی می گويد:" اگر وارد استاديوم می شديم و بازی را نشان می داديم، به پرسوناژهای فيلممان نوعی بی احترامی کرده بوديم. آنها نمی توانند بازی را ببينند پس ما نهايتا با آنها هستيم و با آنها جلو می رويم."
"به اين طريق می توانيم آن احساس و آن التهاب و آن له لهی که دختران می زنند که برای يک لحظه هم شده بتوانند بازی را ببينند، همان التهاب و همان حسرت را در دل تماشاگر فيلم هم بگذاريم."


فيلم صحنه های غافلگير کننده بسياری دارد مثل دختری که برای پوشش مردانه از لباس ارتشی استفاده کرده و حالا به عنوان مجرم به او دستبند هم زده اند و يا دردسرهايی که به علت عدم وجود توالت زنانه در يک ورزشگاه صد هزار نفری، برای يکی از دختران و سرباز مراقبش پيش می آيد.
ديالوگ های خوب و لهجه های پرسوناژها از جمله امتيازات فيلم است. پناهی گفت: "فيلمنامه و ديالوگ ها را من و شادمهر راستين با هم نوشتيم ولی در سر صحنه تغييراتی می کرد. مثلا يکی از سربازهايمان را که از تبريز آورده بودم، يادم هست يک پلان را 29 بار گرفيتم و او در هيچکدام از اين 29 برداشت شبيه هم حرف نزد. می توانم بگويم ديالوگها، ديالوگ های من و شادمهر راستين است به اضافه بازيگر!"
صحنه های پايانی فيلم که اتوبوس حامل دختران دستگير شده به ميان جمعيت هيجان زده از پيروزی تيم ايران می رسد و شادی و رقص و پايکوبی مردم و آنچه در اتوبوس دختران می گذرد، با فيلمبرداری خوب محمود کلاری از آثار به يادماندنی سينمای ايران است.
پناهی اميدوار است که بتواند فيلم آفسايد را قبل از بازی های جام جهانی به نمايش بگذارد: "من مطمئنم که اين فيلم می تواند يک تلنگر درست و حسابی باشد برای يافتن راهی که زن ها هم بتوانند به استاديوم ها بروند و بازی هايی را که دوست دارند تماشا کنند."
دو فيلم قبلی جعفر پناهی دايره برنده جايزه معتبر شير طلايی جشنواره ونيز و طلای سرخ برنده جايزه نوعی نگاه جشنواره کن هنوز موفق به دريافت مجوز نمايش در ايران نشده است.
در پاسخ سئوال من در باره سرنوشت اين دو فيلم پناهی گفت:" واقعيت اين است که می شود فيلم ها را در ايران نشان داد منتهی بايد در آنها دخل و تصرف کرد و دلم اين را نمی خواهد و فکر می کنم هموطنانم حق دارند فيلم را همان گونه ببينند که در دنيا نشان داده می شود."
"من يک فيلمساز مستقلم و فيلم "تاريخ مصرف دار" نساخته ام. شايد از نظر مادی به ضرر من باشد اما من از آن می گذرم تا روزی که مردم فيلم را همانگونه ببينند که بايد ببينند."

به نقل از سايت سينمای ما

٢٠:٥٤ ٢٩/١٠/١٣٨٤
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:43  توسط محمود  | 

لیگ قهرمانان : ایستگاه بعدی: بنفیکا
لیگ قهرمانان

منبع : سایت رسمی باشگاه و یوروسپورت
بارسلونا اسپانیا – بنفیکای پرتغال

دیشب آئین قرعه کشی جام باشگاههای اروپا در 4/1 نهایی در پاریس انجام شد و بر این اساس بارسلونا با بنفیکای پرتغال همگروه شد. لازم به ذکر است که این دو تیم در دور قبل دو تیم خوب بریتانیایی (چلسی، لیورپول) را از جام حذف کردند.


این بازی در دور رفت در ورزشگاه اختصاصی بنفیکا لیسبون (استادیو دا لوز) برگزار می شود. شاید این شانس دوباره بارسلونا باشد که در دور رفت باید در زمین حریف بازی کند و در بازی برگشت در نیوکمپ کار را بر حریف تمام کند. اولین بازی در 28 مارس 2006 (7 فروردین 1385) و بازی برگشت 5 آوریل 2006 (15 فروردین 1385) برگزار می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:16  توسط محمود  | 

مجموعه ای نفیس و عالی از برنامه های فارسی ساز


1- فارسی ساز نرم افزار Swishmax 2004


شرح: ابتدا نرم افزار سويش2004 را نصب سپس در آدرسي كه نرم افزار لاتين را نصب كرده ايد اين فارسي ساز را نصب نماييد

دانلود : فارسي ساز سويشSWiSHmax


2- فارسی ساز Google Talk

شرح: پيغام رسان جديدشركت گوگل براي كساني كه ازصندوق پست الكترونيكي جي - ميل استفاده ميكنند

دانلود : google talk farsi

3- فیگلیش بنویسید و فارسی ببنید .

شرح: نرم افزاري قدرتمند وكاربردي

دانلود : فينگليش تايپ كنيد وفارسي ببنيد

4- فارسی ساز Nero 6

شرح: براي استفاده از اين نرم افزار ابتدا نروي 6 لاتين را نصب نماييد سپس اين فارسي ساز را فعال كنيد دقت كنيد كه از قبل نروي 5 برروي دستگاه شما نصب نباشد واگر نصب كرديد پيغام دموظاهر شد ويندوز شما داراي اشكال مي باشد كه بايد ابتدا يك ويندوز سالم نصب سپس نروي لاتين 6 وبعداز آن فارسي ساز مارارا نصب نماييد

دانلود : فارسي ساز Nero 6

5- فارسی ساز MX 2004

شرح: ابتدا فلش 2004 را نصب كنيد سپس در همان آدرسي كه نرم افزار فلش انگليسي را نصب نموده ايداين فارسي ساز را نصب نماييد

دانلود : فارسي ساز سويشSWiSHmax

6- فارسی ساز فتوشاپ 9 یا CS2

شرح: ابتدا فتوشاپ 9 لاتين را نصب وبعد درآدرس همان نرم افزار اين فارسي ساز رانصب نماييد با نصب اين فارسي ساز برروي فتوشاپ 9 محيط آن فارسي خواهدشد

دانلود : فارسي ساز فتوشاپ 9يا CS2

7- فارسی ساز میدیا استودیو پرو 7

شرح: ابتدا نرم افزار مديا استوديو پرو 7 انگليسي را نصب سپس اين فارسي ساز را برروي آن نصب كنيد تا محيط آن نرم افزار فارسي شود

دانلود : فارسي ساز مديا استوديو پرو 7

8- فارسی ساز مولتی میدیا پلیر

شرح: اتوران هاي زيبا را با محيط فارسي بسازيد

دانلود : مولتي مديابيلدر فارسي

9- برنامه فارسی چلیپا

شرح: نرم افزار تايپ نستعليق

دانلود : چلیپا

10- برنامه فارسی مدت زمان اتصال به اینترنت

شرح: این برنامه رو یکی از دوستانم نوشته و کار برنامه این است که مدت زمان اتصال به اینترنت شما را حساب می کند و مبلغ آن را به ریال و مبلغ کل را هم به ریال حساب می کند در حقیقت یک اینترنت تایمر است که می توانید زمان اتصال و پول تلفن خود را حساب کنید البته به درد کسانی می خوره که از دیال آپ استفاده می کنند

دانلود : نرم افزارمحاسبه مدت زمان اتصال به اینترنت

11- فارسی ساز نرم افزار Winamp

شرح: نرم افزاري قوي براي پخش فايلهاي صوتي

دانلود : winamp farsi

12- فارسی ساز یاهو مسنجر 7.0

شرح: فارسي سازمنووتنظيمات ياهومسنجر7+امكانات ورودبادومشخصه ياهو

دانلود : Yahoo Messenger 7.0Farsi

13 - فارسی ساز office 2003

شرح: ابتدا آفيس 2003 لاتين را نصب كنيد سپس اين فارسي ساز را نصب كنيد

دانلود : آفيس فارسي 2003

14- برنامه فارسی تایپ نستعلیق 1

شرح: توسط برنامه خوشنويس شما مي توانيد در داخل برنامه Word كه در داخل بسته نرم افزاري Microsoft Office هست از خط زيباي نستعبيق استفاده كنيد. يعني شما مي توانيد به صورت مستقيم در داخل برنامه Word به تايپ نوشته هاي خود با فونت نستعليق بپردازيد. اين ورژن از برنامه آخرين ورژن هست و بر روي آفيس هاي XP و 2000 كار مي كنه. در داخل پوشه خوشنويس مي توانيد با اجرا كردن فايل Khosh.exe شروع به نصب اين برنامه نماييد. همچنين شما مي توانيد محتويات داخل اين پوشه رو رايت كنيد. در اين صورت خود برنامه نصب به صورت AutoRun اجرا ميشه. براي نصب كردن مي توانيد از گزينه هاي نصب و نصب انتخابي استفاده كنيد كه در هر دو ضورت از شما خواسته ميشه تا ديسكت قفل را داخل فلاپي درايو قرار بدين. با زدن كليد OK و دوباره كليك كردن بر روي دكمه نصب برنامه بدون ديسكت قفل شروع به Install كردن فايل ها مي كنه. لازم به ذكر هست كه حتما قبل از نصب اين برنامه Help اون رو حتما بخونيد تا با مشكل رو به رو نشيد. پس از دانلود اين نرم افزار تايپ نستعليق 2 راهم دانلود كنيد تا امكان نصب پس از دانلود وجود داشته باشد

دانلود : تايپ نستعليق1


15- برنامه فارسی تایپ نستعلیق 2

شرح: شما پس از دانلودتايپ نستعليق 1 اين پكچ را هم دانلود كنيد تا بتوانيد نرم افزار فوق را كامل نصب نماييد

دانلود : تايپ نستعليق2


16- برنامه ای فارسی برای تعین مدت زمان کار کرد کامپیوتر و اینترنت

شرح: امکان مشاهده ی ميزان کارکرد با کامپيوتر و اينترنت. محاسبه ی هزينه ی تلفن و اينترنت. مشاهده ی ميزان کارکرد و هزينه ها بصورت نمودار. محاسبه ی ميانگين ، مجموع و حداکثر برای هزينه ها و ميزانه کارکرد. نمايش ميزان کارکرد با کامپيوتر و اينترنت بصورتی زيبا (2 ساعت ديجيتال). امکان تعريف محدوديت برای کارکرد با کامپيوتر و اينترنت. دارای جديدترين تعرفه های تلفن برای ايران (سال 84) بصورت کاملاً هوشمند بر اساس زمان روز. عدم اشغال حتی 1 بايت از پهنای باند (هيچ اطلاعاتی دريافت و ارسال نميکند). دادن پيغام صوتی در صورت اتصال و قطع ارتباط با اينترنت


17- فارسی ساز Nero 6612

شرح: ابتدا همين نگارش نروي يعني 6.6.12 رانصب سپس اين فارسي ساز را نصب كنيد

دانلود : Fars isaz Nero 6612


18- فارسی ساز XP / Xing

شرح : ابتدا نرم افزار xing انگليسي را نصب نماييد سپس اين فارسي ساز را فعال ميكند

دانلود : [ دریافت این فایل

19- برنامه فارسی ساز NotePad XP

دانلود : [ دریافت این فایل ]

20 - برنامه عالی و معروف فارسی نویس مریم

شرح : فارسي نويس عالي براي تايپ در نرم افزار گرافيگي

دانلود : [ دریافت این فایل




شتاب فارسی نگار،
نرم افزاری است برای فارسی نویسی در محیط های گرافیکی مانند Macromedia Flash, Corel Draw, 3D Max و به خصوص بهینه شده است برای محیط Adobe Photoshop. با شتاب فارسی نگار می توانید با انواع قلم ها مانند قلم های یونیکد، قلم های مریم، قلم های نویسه، IPT و حتی قلم های تولید شده توسط خودتان در محیط های گرافیکی فارسی بنویسید و یا آنها را به سادگی به یکدیگر تبدیل کنید. شتاب فارسی نگار همچنین دارای امکان شکستن جملات و کشیدن کلمات می باشد.







در حال حاضر روشهای متفاوتی برای فارسی نویسی در نرم افزارهای گرافیکی که قابلیت تایپ استاندارد فارسی را ندارند، وجود دارند. ویژگی منحصر به فرد شتاب فارسی نگار کار کردن با روشهای رایج موجود مانند مریم ، نویسه و IPT می باشد. همچنین با شتاب فارسی نگار می توانید با قلم های یونیکد مانند تیتر و زر در محیط Adobe Photoshop دارای ویژگیهای:

  • <استفاده از کلیه قلمهای موجود به ویژه قلم های یونیکد مانند تیتر و زر
    <امکان فارسی نویسی در اکثر محیط های گرافیکی
    <امکان درج خودکار بدون نیاز به کپی/چسباندن
    <امکان کشیدن و شکستن کلمات
  • سادگی و راحتی هنگام کار
شتاب فارسی نگار بر روی ویندوزهای 98 فارسی، ME فارسی ، 2000 وXP قابل اجرا می باشد

Download Farsi Nevis shetab (Zip File - 2.86MB



بر نامه فارسی نویس معروف مریم


چگونگی استفاده از فارسی نویس مریم:
ابتدا متن دلخواه خود را در محیط ویرایشی این برنامه تایپ میكنید. سپس با انتخاب متون مورد نظر آنها را به Clipboard انتقال دهید(با استفاده از Ctrl+C) و سپس در برنامه‌ی مقصد از قسمت فونت، یكی از فونتهایی را كه اول آنها با;_F شروع میشود، انتخاب كرده و با استفاده از كلیدهای Ctrl+V متنهای تایپ شده در فارســــــی نویـــــس مریــــم را به آنجا انتقال دهید.


توجه مهم :

برای دانلود فارسی نویس مریم و چند فارسی نویس معروف دیگر این لینک را کلیک کنید و بعد هر کدام را مایل بودید دانلود کنید .


ftp://ftp.sbmu.ac.ir/Farsi%20Tools/
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:51  توسط محمود  | 

با سلام خدمت دوستان محترم

امروز یک سایت آمریکایی مترجم بشما معرفی میکنم . که شما میتوانید مطالب خودرا به 17 زبان از جمله زبان فارسی ترجمه کرده و نتیجه را همان لحظه دریافت و یا دانلود کنید .

اصل برنامه مترجم بصورت پولی است اما شما میتوانید از خود سایت استفاده و مطالب خودرا بصورت اتوماتیک و رایگان ترجمه کنید و جواب را همان لحظه دریافت و حتی میتوانید دانلود کنید .

در صفحه سایت اول زبان مطالب خودرا انتخاب و سپس زبانی که میخواهید ترجمه کنید انتخاب و بعد مطلب خودرا در درون کادر مربوطه بنویسید و دکمه ترجمه اتوماتیک را کلیک کنید .

http://www.1-800-translate.com/machine%5Ftrans/
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 13:42  توسط محمود  | 

بارسلونا :  تولدت مبارك سامي !
10 مارس 1981 بود. آسمان كامرون خوشحال تر از هميشه بود. بزرگ مردي كوچك چشم به جهان گشود. پسري سياه و دوست داشتني، با قلبي آبي و اناري! پدر، دستش را فشرد، همان دستي كه 24 سال بعد، رونالدينيو فشرد ! مادر بوسه اي به گونه هايش زد، همان گونه اي كه 24 سال بعد رونالدينيو بوسيد و پسر لبخند مي زد. آنها اگر مي دانستند چه پسري دارند، ديگر غصه نان شب خويش را نمي خوردند. پسري كه روزي ابر ستارگان جهان در برابر او زانو مي زنند، پسري از دل فقر كه روزي آبراموويچ با تمام چاه هاي نفتش تسليم او مي شود و زمين و زمان غيرت مثال زدني او را تحسين مي كنند. زاده اي از جنس قدرت و سرعت.


اما وقايع شرم آوري نيز در انتظار او بود. صداي سوت ميمون به گوش مي رسيد و نژاد پرستان خوشحال بودند زيرا به خيال خويش، سياهي ديگر را تحقير مي كنند و او را به يوق بردگي مي گيرند. ولي چشمان پسرك چيز ديگري مي گفت. تقدير مي دانست كه او مرد مبارزه است!
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:11  توسط محمود  | 


  مجله نوولا ۲۰۰۰ مطرح تربن زن و شوهرهای جهان ورزش رو که در سال   گذشته خبرساز بودند انتخاب کرده با هم به چند تا از اونا نگاه می ندازیم.                

  » دل پیرو و سونیا
  ازدواج ناگهانی دلپیرو و سونیا آموروزو در سال ۲۰۰۵ حتی 
 نزدیکترین دوستان آنها را نیز غافلگیر کرد. این مراسم در روز ۱۲ ژوئن بدون اطلاع قبلی و در شرایطی که عروسی توتی و ایلاری با بوق و شیپور به روزهای نهایی نزدیک می شد در یک مراسم ساده در کلیسا برگزار شد. دل پیرو ماه عسل همسر خود را به میامی امریکا برد کهفضولی های یک عکاس باعث جنجال فراوانی شد.
» توتی و ایلاری
 اتومبیل مازارتی ۴ درب و لباس گرانقیمت کادویی از جانب جورجو ارمانی از باقی مانده های عروسی جنجالی فرانچسکو توتی و ایلاری بلازی در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۵ بود. در ان روز میلیونها نفر از طریق کانال SKY این مراسم را دیدند و چند ماه بعد هم از تولد اولین  فرزند که کریستین نام گرفت با خبر شدند. همسر توتی در زمان به دست کردن حلقه ازدواج در کلیسا این پسرا حاملخ بود!
 » فیگو و هلن
 لوئیس فیگو و هلن اسودین تابستان گذشته مادرید را ترک کردند و درمیلانو اسکان یافتند. و در مدت کمی خیلی سریع مطرح شدند. البتهدر جامعه ایتالیایی! فیگو پرتغالی است و همسرش یک مدل سوئدیبازنشسته که ازدواج انها تا به امروز ۳ فرزند را به دنبال داشته  است.
» کاکا و کارولین
هنوز امضای عقدنامه آنها خشک نشده اما به هر حال انها در سال قبل در زمره بهترین زوج های ورزشی قرار گرفتند. عروسی این دو در  ریودوژانیرو برگزار شدکه چهره های مطرحی در آن حضور داشتند. این  دو در زمان ورود با مرسدس بنز وارد شدند ولی در هنگام رفتن به خاطر ازدحام جمعیت با هلی کوپتر به سمت خانه رفتند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 17:59  توسط محمود  | 

مورينيو جانشین آنجلوتی 

روزنامه انگليسي Sunday Mirror در اين رابطه مي نويسد: ميلان خواهان نشاندن يك مربي جديد به جاي كارلو آنچلوتي است. برلوسكني و آدريانو گالياني رئيس و نايب رئيس ميلان در انديشه به خدمت گرفتن خوزه مورينيو، مربي پرتغالي چلسي هستند اينتر هم در چنين شرايطي قراردارد و در حال حاضر نام رافائل بنيتس اسپانيايي به عنوان جانشين روبرتو منچيني بر سر زبانهاست. اين 2 تيم ميلاني براي به خدمت گرفتن مورينيو و بنيتس يك رقيب مشترك به نام رئال مادريد دارند

 

 

گاليانى‌ باز هم‌ تکذيب‌ کرد 

براى‌ دومين‌ بار طى‌ يک‌ هفته‌ گذشته‌ آدريانو گاليانى‌ نايب‌رئيس‌ ميلان‌ خبر حضور رونالدو در ميلان‌ را تکذيب‌ کرد.وى‌ باز هم‌ به‌ 4 مهاجم‌ آماده‌ روسونرى‌ها اشاره‌ داشت‌ که‌ قراردادى‌ طولانى‌مدت‌ با اين‌ تيم‌ دارند.گاليانى‌ در پايان‌ بازى‌ با امپولى‌ گفت: ما بهترين‌ مهاجمان‌ را در اختيار داريم‌ که‌ همه‌ در بهترين‌ شرايط‌ هستند


 کتک خوردن بس نبود حالا بمير!
  
جو کول ستاره فوتبال انگليس از اوايل هفته گذشته بيش از سه نامه تهديد آميز
      دريافت کرده که برخلاف معمول حامل فحش و متلک نيست و او را به شيوه مخوف و
      جدی تهديد به مرگ کرده است. اين نامه ها که هنگام بازی او در محوطه تمرين تيم
      چلسی به دست بازيکن جوان و محبوب لندن با عباراتی جدی و خالی از کنايه و
      متفاوت با روال معمول نامه های تهديد آميز به مرگ زودرس کول و زندگی ننگين و
      گناه آلود اشاره کرده اند. جالب اينکه خوسه مورينيو مربی سختگير چلسی به رغم
      بی اعتنايی به نامه ها از عوارض اين ماجرا و فشار و هراس روانی بازيکن جوان
      خود به خشم آمده و او را برای حاشيه ناخوشايند و بی مبالاتی او در زندگی مورد
      اعتراض قرار داده و معتقد است تفريحات سخيف و ولنگارانه کول و ديگر رفقا و هم
      تيميهايش ريشه وقوع چنين حوادثی است. از سوی ديگر کول خود را به بی خيالی زده
      و در پاسخ به خبرنگاران گفته است تمايلی به صحبت درباره چنين مسائل بی ارزشی
      ندارد اما رسانه ها به مشکل اخير او و کتک خوردن در کافه شبانه و درگيری با
      دختر خبرساز و گروه رفقای او در ضيافتی شبانه اشاره کرده و به کول هشدار داده
      اند که اين بار عشق جيمز باند نباشد و احتياط کند
   

توازن کار و زندگی = بهترين بابا
     
از شنيدن اين خبر خسته شده ايد يا نه؟ به هر حال آندره آغاسی دست بردار نيست
      و همچنان رتبه اول مرد فداکار و سمبل هماهنگی کار و زندگی را در رسانه ها و
      محافل مختلف برای خود رديف می کند. او اين هفته درخشش عالی در رقابتهای تنيس
      دلروی بيچ را با قرار گرفتن در صدر فهرست بهترين بابای عرصه سرگرمی از سوی
      انجمن مدارس فلوريدا پر رنگ تر کرد. در اين فهرست آغاسی صرفا از جهت شهرت
      رسانه ای و جذب مخاطب برنامه های تلويزيونی و تبليغات اجتماعی در آن قرار
      گرفته بود نه به عنوان ستاره ورزشی. بخشی از رای گيری توسط بچه محصل ها و با
      اين سوال که دوست داريد پدرتان مثل کدام چهره تلويزيونی به شما سرويس دهد
      صورت گرفت و استيون اسپيلبرگ - مل گيبسون و شاکيل اونيل هم در رده های بالای
      جدول بودند. آغاسی با همسر و دو فرزند خود به رغم درگيری در مسابقات به
      تماشای بازی تيم بسکتبال ميامی با حضور شاک اونيل در آخر اين هفته رفت

 هت تريک - وعده با نامزد و يک گلوله
 
پاتريک روکه شايد برای شما چندان آشنا نباشد اما اگر دچار چنين حادثه هولناک
      و غافلگيرانه ای نمی شد در آينده نزديک نام او را زياد می شنيديد! پديده
      فوتبال انگليس و ستاره ۲۲ سال های که پس از هت تريک تماشايی خود همه را مبهوت
      ساخته بود ساعتی پس از بازی در حالی که به ديدن نامزد خود می رفت در نورث
      همپتون مورد اصابت گلوله افراد ناشناسی قرار گرفت و اندکی بعد در بيمارستان
      درگذشت. مقابل فروشگاه جوجه سوخاری اکسپرس در ميدان ابينگتون در حالی که بيش
      از بيست نفر درگير دعوای گنگستری بودند مورد حمله قرار گرفت و چند جوان گريان
      و فرياد زنان از ضيا درخشان مسئول فروشگاه اکسپرس تقاضای کمک کردند. جستجوی
      پليس بای يافتن اسلحه و مظنونين فاجعه به شدت ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 17:41  توسط محمود  | 

امشب مراسم اسکار برگزار می شود

****************************************************
داستان اسکار: از آغاز تا کنون


با وجود همه دگرگونی هايی که در 77 سال گذشته در صنعت فيلم پيش آمده، جايزه اسکار همچنان پابرجا مانده است.
از اواخر دهه 1920 و ورود صدا به سينما تا قرن 21 و استفاده از تصاويری که به کمک کامپيوتر توليد شده، دهه های متمادی شاهد پيدايش و از ميان رفتن سبکهای گوناگون بوده اند.
هاليوود پيوسته سلطه خود را بر عالم خيال حفظ کرده و بر فيلمهای اروپايی، بريتانيايی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته اند – سايه افکنده است.
ستارگان هاليوود نيز از نخستين بازيگران جهانی در دهه 1930 تا ستارگان شکوهمند دهه 1950 و چهره های پر زرق و برق دهه 1970 و بازيگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغيير های بسياری شده اند.
در تمام اين سالها، جايزه اسکار نشان دهنده وضعيت کلی سينما بوده و به عنوان پاداشی به فيلمها، بازيگران و کارگردانانی که دستاوردهای پايداری داشته اند اهدا شده است. حتی هرگاه که آکادمی از يکی از اين نشانه ها غافل مانده، باز هم معيارهای مفيدی برای درک روندهای جاری در صنعت فيلم در اختيار مورخان گذاشته است.
****************************************
دهه های 1920 و 1930
اسکار همزمان با ورود صدا به سينما پا به عرصه گذاشت. البته اين جايزه تا سال 1939 رسما نام اسکار را بر خود نداشت.
با ورود صدا، استوديوهای فيلمسازی آمريکا بر صنعت فيلم مسلط شدند و آغاز عصر طلايی هاليوود را نويد دادند. با پيدايش فناوری تکنی کالر، بيشتر فيلمها به صورت رنگی فيلمبرداری شدند.
اولين مراسم اسکار يا در واقع جايزه آکادمی در سال 1929 در کنار يک مراسم شام رسمی در تالار "بلاسام" يا همان "شکوفه" روم هتل روزولت هاليوود برگزار شد.

بت ديويس
فيلم بالها با داستانی درباره دو خلبان آمريکايی که هردو عاشق يک دختر می شدند، جايزه بهترين فيلم را برد و اميل يانينگز برای بازی در فيلم جسم يا همه تن جايزه بهترين بازيگر مرد را دريافت کرد. جنت گينور برای بازی در فيلم آسمان هفتم جايزه بهترين بازيگر زن را گرفت.
سال 1930 شاهد پا به عرصه گذاشتن نخستين ستارگان جهانی بود: اسپنسر تریسی، کلارک گيبل، بت ديويس و کاترين هپبورن همه برای نخستين بار جايزه گرفتند و هر چهار تن بعد ها در دهه های بعد نيز برنده جايزه اسکار شدند.
نخستين کارگردان- ستاره ها نيز رفته رفته وارد ميدان شدند. فرانک کاپرا در اين دهه سه بار (از جمله برای فيلم يک شب اتفاق افتاد) جايزه برد و جان فورد نيز اولين اسکار از چهار اسکار بهترين کارگردانی را در همين دهه برای فيلم خبرچين گرفت.


کلارک گيبل
در دهه 1930 دو فيلم کلاسيک از دو فيلم برنده جايزه شکست خوردند. در سال 1932 وداع با اسلحه با شرکت گری کوپر و آلن هيز جايزه را به سواره نظام باخت و فيلم صفحه اول با شرکت پت اوبراين نيز در سال 1930 – 31 در برابر فيلم وسترن سيمارون که برنده جايزه شد، ناکام ماند.
در سال 1935 فيلم يک شب اتفاق افتاد به کارگردانی فرانک کاپرا نخستين فيلمی بود که پنج جايزه بهترين کارگردانی، بهترين بازيگران زن و مرد، بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه را يکجا برد. داستان روزنامه نگاری که عاشق خانمی می شود که وارث ارثيه هنگفتی است اما از خانواده اش گريزان است، جايزه بهترين بازيگر مرد را برای کلارک گيبل به ارمغان آورد.
در همان سال يکی از بزرگترين پيشگامان سينما، ديويد وارک گريفيث که "به مردی که هاليوود را اختراع کرد" شهرت داشت جايزه ويژه آکادمی را برد.
گريفيث پيشگام ابداع و استفاده از بسياری از فنون داستانگويی در سينما بود و يکی از نخستين آثار کلاسيک سينما موسوم به تولد يک ملت را در سال 1915 کارگردانی کرد.

***********************************

دهه 1940
سينما همچنانکه از نظر اندازه و اهميت رشد می کرد، تعداد ستارگانش نيز رو به فزونی بود.
اينگريد برگمان در اين دهه چهار بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن شد و سرانجام در سال 1944 اين جايزه را برای ايفای نقش در فيلم چراغ گاز گرفت.
لارنس اوليوير بازيگر تئاتر بريتانيا با موفقيت به هاليوود راه يافت و شش بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگری و بهترين کارگردانی شد. جيمز استوارت نيز که جمعاً پنج بار نامزد دريافت جايزه اسکار شد، سه بار در اين دهه نامزد شد و در سال 1940 جايزه اسکار را برای بازی در فيلم داستان فيلادلفيا برد.


اينگريد برگمان و همفری بوگارت از محبوبترين بازيگران
دهه چهل بودند. نمايی از کازابلانکا
به روايتی غولهای پيشگام سينمای آمريکا، فرانک کاپرا، بيلی وايلدر، جان فورد و اورسن ولز قويترين آثار خود را در اين دهه خلق کردند.

جيمز استوارت نيز که جمعاً پنج بار نامزد دريافت جايزه اسکار شد
در سال 1940 فيلم بربادرفته بيشتر جوايز اصلی اسکار را درو کرد. در حاليکه اين فيلم هنوز يک اثر کلاسيک به شمار می آيد، کارگردانش ويکتور فلمينگ در بوته فراموشی مانده است.
در سال 1941 رقابت بر سر جايزه بهترين فيلم ميان فيلمهای خوشه های خشم، ربکا، داستان فيلادلفيا و ديکتاتور بزرگ بسيار فشرده بود.
ربکای هيچکاک جايزه را برد؛ اما از آنجا که جايزه بهترين فيلم هميشه به تهيه کننده داده می شود، دست خود هيچکاک هرگز به جايزه اسکار نرسيد.
در رقابت بر سر جايزه بهترين کارگردانی جان فورد از هيچکاک پيش افتاد. هيچکاک انگليسی چند بار ديگر نيز نامزد اسکار شد اما به آن دست نيافت.

هيچکاک چند بار ديگر نيز نامزد اسکار شد اما به آن دست نيافت
در سال 1942 والت ديزنی جايزه ايروين تالبرگ موسوم به جايزه دستاورد تمام عمر را گرفت. اين همان سالی بود که پروژه شخصی او، فانتازيا، شکست سختی خورد و ديزنی اشک ريزان از عدم توفيق آن در گيشه خبر داد. بازی روزگار اين است که امروز فانتازيا را يک اثر کلاسيک سينمای کارتونی می شناسند.
مراسم اسکار سال 1942 يکی از بحث انگيزترين مراسم در نوع خود بود. دره من چه سبز بود به کارگردانی جان فورد اسکار بهترين فيلم را برد و همشهری کين اورسن ولز را ناکام گذاشت. فورد در زمينه بهترين کارگردانی هم اورسن ولز تازه کار را از جايزه محروم کرد. برخی استدلال می کند که اين بزرگترين بی عدالتی در تاريخ اسکار بود.
********************************

دهه 1950
اين دهه تحت تاثير نام تعدادی از بزرگترين کارگردانانی که به سينما شکوه بخشيده اند قرار داشت. ديويد لين، آلفرد هيچکاک، اليا کازان، جان هيوستن و جان فورد، همه شاهکارهای خود را در دهه پنجاه آفريده اند.


کاترين هپبورن با چهار اسکار پر افتخارترين بازيگر تاريخ سينما از نظر آکادمی است
اين همان دهه ای بود که شاهد نمايش سرگيجه، پل رودخانه کوای، در بارانداز، اتوبوسی به نام هوس و قايق افريکن کوئين (مشهور به ملکه آفريقايی) بود.
مارلون براندو، يکی از تيزهوش ترين ستارگان هاليوود در دهه پنجاه بر پرده درخشيد. او پنج بار نامزد دريافت اسکار شد اما برای دريافت اسکار می بايست تا سال 1954 که بخاطر بازی در فيلم در بارانداز جايزه گرفت منتظر اسکار می ماند.
کاترين هپبورن که دوبار هم در دهه های 30 و 40 نامزد دريافت اسکار شد بود سه بار هم در دهه 50 نامزد شد و چهار بار در دهه 60 و برای آخرين بار در سال 1982 نامزد اسکار شد.
هپبورن در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شد و چهار بار به اين جايزه دست يافت که هنوز هيچ بازيگری به اين رکورد دست نيافته است. جذابيت و محبوبيت هيچ بازيگر زن ديگری به اندازه او طولانی نشد و هيچ زنی هم به اندازه او در مراسم اسکار سالهای مختلف موفقيت کسب نکرد.

مارلون براندو نخستين اسکارش را برای فيلم در بارانداز بدست آورد
وجه غالب فيلمهای اين دوره ترکيبی از شگفت انگيزی و مسخرگی بود. با اين حال آکادمی در سال 1951 جايزه بهترين فيلم را – به درستی - به همه چيز درباره ايو و در سال 1955 به از اينجا تا ابديت اعطا کرد.
اما در سال 1952 که اسکار بهترين فيلم به يک آمريکايی در پاريس داده شد (آنهم در برابر اتوبوسی به نام هوس) و در سال 1957 که اسکار را به دور دنيا در هشتاد روز دادند، آکادمی آشکارا به خطا رفته بود.
در سال بعد از آن هم همين اتفاق افتاد. وقتی اسکار بهترين فيلم را به بزرگترين نمايش روی زمين دادند حتی مری پيکفورد که مجری برنامه بود، موقع اعلام نام فيلم برنده کاملا جاخورده بود.
******************************
دهه 1960
در همان حال که آمريکا با راه پيمايی های هواخواهان آزاديهای مدنی و ترور جان اف کندی در حال دگرگونی بود، هاليوود هم - هرچند به آهستگی - داشت تغيير می کرد.
در سال 1968 برنده اسکار بهترين فيلم، يعنی در گرمای شب و نامزدهای دريافت اين جايزه يعنی بانی و کلايد و گراجوئت نشان دهنده آمريکايی هشيارتر و با آگاهی سياسی بيشتر بودند. آمريکايی که قرار بود در دهه 1970 متحول شود.
اسپنسر تريسی با سه بار نامزد شدن برای اسکار در اين دهه دوام کار حرفه ای اش را به اثبات رساند و در همان حال بت ديويس و کاترين هپبورن همچنان ستاره های محبوبی بودند.

بن هور نخستين فيلمی بود که به يازده اسکار دست يافت
يکی از موفقترين فيلمهای اين دهه بن هور بود که در سال 1960 با بردن 11 جايزه اسکار رکورد های قبلی را شکست و به مفهوم "فيلم عظيم حماسی" برنده جايزه اسکار معنی داد. بعدها فيلمهايی مانند رقصنده با گرگها، دلاور و گلادياتور از همين الگو پيروی کردند.
در سال 1964 سيدنی پواتيه اولين بازيگر سياهپوستی بود که جايزه اسکار بهترين بازيگری را ( به خاطر بازی در فيلم سوسنهای مزرعه) گرفت. بازيگر سياهپوست بعدی که اسکار گرفت دنزل واشينگتن بود که اين جايزه را سه دهه بعد از آن برد.

ان بنکرافت و داستين هافمن در فيلم گراجوئت
در سال 1967 آکادمی سرانجام مشکل اعطای جايزه اسکار به آلفرد هيچکاک را با دادن جايزه دستاورد تمام عمر حل کرد. اين تنها باری بود که دست هيچکاک به مجسمه اسکار خورد. او فقط زير لب گفت: "ممنون!" و از صحنه پائين آمد.
در دهه 60 موزيکالها هم محبوب بودند. داستان وست سايد، بانوی زيبای من ، آوای موسيقی ( در ايران: اشکها و لبخندها) و اوليور اسکار بهترين فيلم را گرفتند.
در سال 1969 آکادمی يک بار ديگر نشان داد که برخی از تصميم هايش در دراز مدت اعتبار ندارد.
2001: اديسه فضايی ( در ايران: راز کيهان) استنلی کوبريک که اينک يکی از تاثيرگذارترين فيلمهای تاريخ سينما به شمار می آيد هم در رشته بهترين فيلم و هم در زمينه بهترين کارگردانی ناديده گرفته شد. در عوض جايزه بهترين فيلم را به فيلم اوليور و اسکار بهترين کارگردانی را به کارول ريد دادند.
**********************************
دهه 1970
سالهای 1970 برای فيلمسازان آمريکا دهه تجربه های بزرگ بود. فيلمسازان آمريکايی در اين دهه تعدادی از بهترين فيلمهای آمريکايی را ساختند.
نسل جديدی از فيلمسازان جوان آمريکايی مانند مارتين اسکورسيزی، ويليام فريدکين، فرانسيس فورد کاپولا، استيون اسپيلبرگ، نورمن جيوسون و سيدنی پولاک در اين دهه پا به عرصه فيلمسازی گذاشتند.


مارلون براندو برای بازی در پدرخوانده دومين اسکارش را کسب کرد



در سال 1972 به چارلی چاپلين هم يک اسکار افتخاری دادند. بسياری لحظه دريافت جايزه او را عاطفی ترين لحظه در تاريخ اسکار ناميدند

در سال 1972 به چارلی چاپلين هم يک اسکار افتخاری دادند. بسياری لحظه دريافت جايزه او را عاطفی ترين لحظه در تاريخ اسکار ناميدند.
چارلی بيست سال پيش از آن، هنگامی که رفتار سياسی او زير ذره بين قرار گرفت از آمريکا رفت و هنگامی که در سال 1972 برای دريافت جايزه اسکار برگشت طولانی ترين کف زدنها در حاليکه همه به پا ايستاده بودند، در انتظارش بود.
تقريبا تمام فيلمهای بزرگ برنده اسکار اين دهه مانند پدرخوانده قسمت اول و دوم و پرواز برفراز آشيانه فاخته، (در ايران: ديوانه ای از قفس پريد) منهای چند استثنا هنوز در زمره فيلمهای کلاسيک هستند.
در سال 1974 فيلم نيش (با بازی پل نيومن و رابرت ردفورد) با پشت سر گذاشتن ديوارنگاريهای آمريکايی و جن گير برنده اسکار شد و سه سال بعد، راکی سيلوستر استالونه با پشت سرگذاشتن راننده تاکسی مارتين اسکورسيزی و همه مردان رئيس جمهور آلن جی پاکولا جايزه بهترين فيلم و بهترين کارگردانی (جان آويلدسون) را برد.
جنگ ستارگان، (جورج لوکاس) موفق ترين فيلم اين دهه در سال 1978 هفت جايره اسکار را در رشته های فنی برد اما جايزه اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگردان را به آن ندادند.
*******************************

دهه1980
فيلمهای بزرگ نامزد اسکار در اين دهه به خوبی فيلمهای دهه 1970 نبودند. در اين دهه فيلمهای احساساتی مانند رانندگی برای خانم ديزی، دست و دل باز، (Rain Man( دختر شاغل، و کنار برکه طلايی نامزد اسکار شدند.
اما فيلمهای خوبی مانند گمشده،عين جنس، رنگ ارغوانی، جوخه، فرزندان خدايی کهتر،اميد و جلال، و می سی سی پی می سوزد هم که ترکيبی از يک حس تاريخی و وجدان اجتماعی را بازتاب می دادند نيز در ميان نامزدهای اسکار ديده می شد.


مريل استريپ که در مجموع دوازده بار نامزد اسکار شده، از موفقترين بازيگران زن دهه 1980 بود
سال 1981 يک تجديد حيات کوچک هم برای سينمای بريتانيا بود. ارابه های آتش در هفت رشته نامزد شد و چهار جايزه اسکار را برد. سال بعد از آن، گاندی در 11 رشته نامزد شد و هشت جايزه را برد.

رين من برای داستين هافمن دومين اسکار را به ارمغان داشت
ارابه های آتش فيلم محبوب سال 1981 يعنی فيلم سرخهای وارن بيتی که در 12 رشته نامزد اسکار شده بود اما تنها سه جايزه برد را تحت الشعاع قرار داد. يکی از اين سه جايزه، اسکار بهترين کارگردانی بود.
دو تن از مهمترين بازيگران اين دوره، مريل استريپ و داستين هافمن برای بازی در فيلم کريمر عليه کريمر اسکار گرفتند.
استريپ که بعد از کاترين هپبورن موفقترين بازيگر برنده اسکار است، در اين دهه پنج بار ديگر هم نامزد دريافت جايزه شد.
هافمن در سال 1983 برای فيلم توتسی نامزد شد و در آغاز دهه 1990 دومين اسکار بهترين بازيگری را برد.
اين دهه با اين اتفاق ناميمون آغاز شد که درام خانوادگی رابرت ردفورد به نام مردم معمولی، اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگردانی را از چنگ شاهکار مارتين اسکورسيزی به نام گاو خشمگين درآورد.

جک نيکلسون با سه جايزه اسکار محبوب ترين بازيگر مرد آکادمی است
در سال 1984 فيلم شرايط مهرورزی پنج جايزه اسکار از جمله سه جايزه برای جيمز بروکز به عنوان کارگردان، تهيه کننده و نويسنده را درو کرد. چنين موفقيتی را تنها چهار کارگردان ديگر داشته اند: لئو مک کری در سال 1944، بيلی وايلدر در سال 1960 ، فرانسيس فورد کاپولا در سال 1974 و جيمز کامرون در سال 1997.
در سال 1981 رابرت دنيرو که چهار بار نامزد اسکار بهترين بازيگری شده بود سرانجام اسکارش را برای بازی در چهارمين فيلمی که با مارتين اسکورسيزی کار کرد برای ايفای نقش جيک لاموتای مشتزن در فيلم گاو خشمگين گرفت.
جک نيکلسون همچنان محبوب آکادمی بود و اولين بازيگری بود که بعد از دريافت اسکار بهترين بازيگر (در سال 1976 برای فيلم پرواز بر فراز آشيانه فاخته) در سال 1984 (برای فيلم شرايط مهرورزی) اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل را گرفت.
**********************************

دهه 1990

اين دهه برای سينمای بريتانيا دهه پرکاری بود. در عرض هفت سال نه فيلم بريتانيايی از جمله فول مانتی، چهار عروسی و يک تشييع جنازه،رازها و دروغها و و بازی گريستن نامزد دريافت اسکار شدند.
در سال 1999 شکسپير عاشق جايزه اسکار بهترين فيام را برد و نجات سرباز رايان را ناکام گذاشت.
گرچه تاريخ اسکار پر از شکايتهای اين چنينی است اما تبليغات کمپانی سازنده شکسپير عاشق برای کسب اسکار در اين زمينه رقابت را به حد نازلی رساند. با اين حال از آن پس تبليعات و جوسازی شديد برای بدست آوردن اسکار بيشتر تبديل به قاعده شده است تا استثنا.

گوينت پالترو برای بازی در فيلم شکپير عاشق جايزه بهترين بازيگر زن را بدست آورد
ر سال 1991 کوين کاستنر با فيلم با گرگها می رقصد که جايزه اسکار بهترين فيلم را گرفت، به تجديد حيات نوع وسترن دست زد. با وجود محبوبيت نوع وسترن، اين فيلم دومين وسترنی است که اسکار بهترين فيلم را برده است. بعدا در سال 1992 فيلم نابخشوده کلينت ايستوود سومين وسترنی شد که اسکار گرفت.

تام هنکس با کسب دو اسکار پی در پی به يکی از محبوب ترين بازيگران هه نود تبديل شد
مارتين اسکورسيزی در دهه 1990 هم ناديده گرفته شد. کارگردان دوستان خوب اين بار جايزه را به کوين کاستنر واگذاشت.
استيون اسپيلبرگ که دست کم از نظر مالی موفقترين کارگردان سينما به شمار می رود سرانجام در سال 1994 جايزه اسکار بهترين فيلم را برای فهرست شيندلر گرفت.
اين فيلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و هفت جايزه را گرفت و نظر بسياری را که فکر می کردند اسپيلبرگ تنها می تواند فيلمهای پرماجرای عامه پسند بسازد عوض کرد.
تام هنکس خود را به عنوان اسپنسر تريسی نسل خود تثبيت کرد. او در اين دهه دو اسکار گرفت. يک بار در سال 1994 برای فيلم فيلادلفيا و يک بار هم در سال 1995 برای فيلم فارست گامپ.
در سال 1997 هنگامی که برای نخستين بار هيچيک از کمپانيهای بزرگ هاليوود فيلمی در ميان نامزد های جايزه اسکار بهترين فيلم نداشتند، فيلم بيمار انگليسی آنتونی مينگلا مطرح شد. اما باز هم برنده نهايی هاليوود بود.
سال بعد، تايتانيک که هاليوودی ترين فيلم عالم است اسکارها را درو کرد. اين فيلم در 14 رشته نامزد اسکار بود و 11 اسکار را برد. درست به اندازه اسکار های بن هور.
آکادمی همچنان به فيلمهای حماسی و تاريخی هم علاقمند بود. دلاور مل گيبسون در سال 1996 اسکار بهنزين فيلم و بهترين کارگردانی را گرفت.
**********************************
2000 به بعد
قرن جديد زمان به صحنه وارد شدن تصويرسازی کامپيوتری بود. اين فن آوری به استوديوها اين اعتماد به نفس را داد تا بار ديگر به ساختن فيلمهای عظيم حماسی مانند سه گانه ارباب حلقه ها و گلادياتور که يکی از نخستين برندگان اسکار در قرن تازه بود روی بياورند.
صنعت فيلم باليوود هند نيز بال و پر گشود و با فيلمهايی مانند لاگان و دوداس تماشاگران غربی را مخاطب قرار داد.

هالی بری نخستين بازيگر زن سياه پوست بود که به اسکار دست يافت
در مراسم اسکار سال 2001 وقتی گلادياتور جوايز را برد، ريدلی اسکات خاطره بن هور را زنده کرد. اين فيلم در 12 رشته نامزد اسکار بود و پنج اسکار از جمله اسکار بهترين فيلم و بهترين بازيگر (راسل کرو) را گرفت.
اما خود اسکات جايزه بهترين کارگردانی را نگرفت. اسکار به استيون سودربرگ رسيد که آن را بخاطر فيلم قاچاق برد.

شون پن برای بازی در فيلم رود مرموز اسکار گرفت
ببرخيزان، اژدهای پنهان، موفقترين فيلم غير انگلیسی زبان تاريخ، نيز به اسکار نزديک شد اما از فيلم گلادياتور که حماسه سنتی تری بود؛ شکست خورد.
در سال 2002 هالی بری به عنوان اولين زن سياهپوستی که برنده اسکار بهترين بازيگر شد به چهره ای تاريخساز بدل شد. در همان مراسم، دنزل واشينگتن دومين سياهپوست برنده اسکار بهترين بازيگر مرد شد.
سيدنی پواتيه اولين سياهپوست برنده اسکار نير در همان شب يک اسکار افتخاری گرفت.
جوايز بازيگری کم و بيش موفقيت های ديگر فيلم ذهن زيبای ران هاوارد را تحت الشعاع قرارداد.
در سال 2003 فيلم شيکاگو با بردن شش اسکار بازگشت فيلم موزيکال را رقم زد. سه گانه ارباب حلقه ها هم در گيشه موفق بود اما آکادمی ابتدا صبر کرد تا هر سه فيلم ساخته شود.


کاترين زيتا جونز از جمله بازيگران بريتانيايی دهه 2000 بود که به اسکار دست يافت
در سال 2004 بازگشت پادشاه تمام جوايز از 11 جايزه ممکن از جمله اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگردانی (پيتر جکسون) را برد.
دو فيلم قبلی اين سه گانه در سالهای 2002 و 2003 موفقيتهای محدودی در مراسم اسکار داشتند و شش اسکار از 19 اسکاری را که نامزد بردن شان شده بودند، بردند.
در سال 2004 شون پن بخاطر ايفای نقش در رود مرموز جايزه اسکار بهترين بازيگری را برد و شارليز ترون هم بخاطر ايفای نقش يک قاتل در فيلم هيولا اسکار بهترين بازيگر زن را ربود.
در سال 2005 فيلم دختر ميليون دلاری ساخته کلينت ايستوود، بازيگر و کارگردان آمريکايی، اسکار بهترين فيلم را دريافت کرد.
اين فيلم که در هفت بخش نامزد اسکار بود، جوايز بهترين فيلم و بهترين کارگردان را بدست آورد و هيلاری سوانک و مورگان فريمن بازيگر سياه پوست آمريکايی، نيز بخاطر بازی در اين فيلم به ترتيب جوايز بهترين بازيگر نقش اول زن و بهترين بازيگر مکمل مرد را به خود اختصاص دادند.


منبع : سايت بي بي سي

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 14:32  توسط محمود  | 

Post تغییر چهره ی ویندوز

Windows Media Player 11
چه میکنه این بیل گیتس..! بله، همانطور که متوجه شدید نسخه جدید ویندوز مدیا پلیر 11 در راه است. منتظر دانلود کامل این نرم افزار در روزهای بعدحتما این نرم افزار که براتون گذاشتیم استفاده کنید.

دانلود 2MB


.WinDows Vista Converter.این نرم افزار محیط Windows Xp را به محیط زیبای Windows Vista تبدیل میکنه و شما می توانید از محیط بسیار زیبای این ویندوز استفاده کنید .

دانلود برنامه

WebShots V2
فکر میکنم همه ای شما با Webshots که معروفترین و محبوبترین نرم افزار دارای Background در سراسر جهان است آشنا هستین و آلبوم های زیبای آن را دیده اید ولی آیا میدانستید که علاوه بر اینها میتوانید از آلبوم های دوستان و آشنایان نیز اسنفاده کنید یا حتی خود تان آلبومی بسازید و با دیگران شریک شوید؟ Webshots یک نرم افزار جانبی به نام My Photos Asistant webshots دارد که برای ساختن این گونه آلبوم ها به کار میرود و بعد از ساخت یک آلبوم جدید میتوانید عکس هایی که مایلید یه آن اضافه کنید و یا حذف کنید و همچنین میتوانید از امکانات ویرایش استفاده کنید پس از این که آلبوم خود را تکمیل کردید آن را در اختیار همه کسانی که از Webshots استفاده می کنند و یا در اختیار دوستان خود قرار دهید و در مقابل در آلبوم هایشان شریک شوید.
و همچنین می توانید یکی از عکس را انتخاب کنید و به عنوان eCard برای کسی که مایلید بفرستید نرم افزار Webshots در سال ۲۰۰۴ تغیراتی در برنامه ایجاد کرده که خیلی زیبا تر جلوه می کند و یک تقویم هجری شمسی هم برای ایرانی های عزیز وجود دارد و یک ساعت زیبا. در کل بگم این برنامه در نوع خودش واقعاْ بی نظیر است و در این نسخه امکانات جدید تری نیز وجود دارد٬و دانلود کردن آن خالی از لطف نیست.
دانلود برنامه

Stardock DesktopX Enhanced v2.0 Retail

نرم افزاري فوق العاده براي تغيير چهره ويندوز Xp به شكل بسيار زيبا تا از اون حالت يكنواختي و خسته كنندگي بيرون بياد.
دانلود برنامه

Talisman Desktop 2.81.2810
این برنامه رو هم که باید همگیتون بشناسین. این برنامه جزو بهترین برنامه های تغییر چهره ویندوز میباشد و میتونین محیط ویندوز خود را زیبا سازید

دانلود برنامه
S/N:=> 48399179951661210991

AV Voice Changer 4.0.50
این برنامه رو کسایی که زیاد چت می کنند دنبالشن٬ می دونید چیه؟!! برنامه تغییر صدا.با استفاده از این برنامه شما می تونین صدای خود رو به هر صورتی که میخاین در بیاریم مثلا صدا خود رو نازک یا کلفت کنید یا اینکه صدای خود رو زنونه یا مردونه کنیید وحال بعضی از دوستانتون رو اساسی بگیریدو هزار کار دیگه ولی کلاْ برنامه جالبیه

دانلود
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 15:54  توسط محمود  | 

پوستر فيلمهای مطرح هفتاد و هشتمين دوره جوايز اسکار


1_



کوه بروکبک که داستان رابطه عاشقانه ميان دو گاوچران آمريکايی را در سالهای 70-1960 حکايت می کند، با نامزد شدن در هشت بخش در صدر جدول نامزدهای هفتاد و هشتمين دوره جای گرفت.

2_




شب بخير و موفق باشی ساخته جورج کلونی، که روايت پيچيده ای از سياستهای ضد کمونيستی آمريکا در دهه 1950 است، دو نامزدی اسکار در بخش بهترين کارگردانی و بهترين بازيگر نقش مکمل مرد برای جورج کلونی در پی داشت.


3-



باغبان وفادار، ساخته فرناندو ميرليش به فساد شرکتهای غربی در توزيع دارو در آفريقا می پردازد. ريچل وايز بازيگر بريتانيايی اين فيلم از جمله نامزدهای دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل زن امسال است.

4_



به تصوير کشيدن داستان زندگی جانی کش، خواننده آمريکايی موسيقی کانتری در فيلم 'دست از پا خطا نمی کنم' (برگرفته از ترانه ای از کش با همين عنوان) نامزدی اسکار بهترين بازيگر نقش اول را برای واکين فينيکس بازيگر نقش جانی کش و ريز ويترسپون بازيگر نقش همسر او به ارمغان آورد.

5_



فليسيتی هافمن، بازيگری که با مجموعه تلويزيونی 'کدبانوهای مستاصل' به شهرت رسيده، با بازی در نقش يک ترنس سکشوال در فيلم 'ترنس آمريکا' نامزد دريافت اسکار بهترين بازيگر نقش اول زن شده است

6_



جودی دنچ با بازی در فيلم 'خانم هندرسون تقديم می کند' بار ديگر نامزد اسکار شد. او در 9 سال گذشته 5 بار نامزد اين جايزه شده است که نشان از محبوبيت اين بازيگر بريتانيایی در آمريکا را دارد.

7_



'تصادف' از جمله فيلمهای نامزد شده در بخش بهترين فيلم است. همچنين پل هيگيس کارگردان اين فيلم و مت ديلون از بازيگران فيلم به ترتيب نامزد اسکار بهترين کارگردانی و بهترين بازيگر نقش مکمل مرد شده اند.

8_



کينگ کنگ، ساخته پرخرج پيتر جکسون بر خلاف تصور بسياری در بين بخشهای اصلی اسکار از جمله بهترين فيلم و بهترين کارگردانی جايی ندارد. بيشترين اميد اين فيلم، کسب اسکار در بخشهای فنی از جمله بهترين صدابرداری و جلوه های ويژه است.

9_



فيلم کارتونی 'والاس و گروميت: بلای غول خرگوش نما ' ساخته نيک پارک که در کارنامه اش سه اسکار دارد، برای دريافت بهترين انيميشن بلند نامزد شده است.

10_



کاپوتی در پنج رشته از جمله بهترين فيلم و بهترين کارگردانی نامزد شده است. فيليپ سيمور هافمن بازيگر اصلی اين فيلم، برای نخستين بار در جمع نامزدان بهترين بازيگران نقش اول مرد قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:23  توسط محمود  | 

Undiscovered



كارگردان : ميريت آوايس

نويسنده : جان گالت

بازيگران : پل جيمز ( براير تاكت ) , استيون استريت ( لوك فالكون ) , كيپ پاريو ( ايان فالكون ) , كري فيشر ( كري ) , اشلي سيمپسون ( كلي )

ژانر فيلم : كمدي / درام / رومانتيك

رده سني براي تماشاي فيلم : PG-13 به دليل وجود صحنه هاي اجساسي در بعضي ديالوگها و پوشيدن لباسهاي نامناسب در بعضي قسمت ها. ( تماشاي فيلم براي بچه هاي زير 13 سال در بعضي صحنه ها به راهنمايي هاي والدين نياز دارد. )

خلاصه داستان
داستان در باره گروهي كمدين و موزيك هستش كهقصد دارند هر طور شده براي خود شغلي دست و پا كنند براي همين تصميم مي گيرند ازنيويورك به لس آنجلس بيايند تا شايد موقعيت شغلي مناسبل در آنجا براي خود پيداكنند.گروه آنها به هر صورتي كه بود خود را به لس آنجلس رساندند و هر يك كاري را دردست گرفتند.



اما پس از گذشت مدتي آنها با مشكلات بدي روبرو مي شوند يك نفر از آنهابه مواد مخدر اعتياد پيدا مي كنند و يكي ديگر وارد كارهاي خلاف مي شود و چند نفر ازآنها هم موفق مي شوند و بالاخره آنها مي فهمند كه معروف شدن آنقدر هم ساده نيست.



البته فيلم با مضموني طنز آميز بخشي از ناهنجاريهاي كشور آمريكا را نشان مي دهد ومي خواهد از آن طريق مانع آن شود تا افراد مختلف براي كسب شهرت و پول از محل زندگيخود فرار كرده و به مكان ديگري بروند.


نكته هاي جالب : در آغاز ساخت اين فيلم قرار بود نام آن " خواستن توانستن است " باشد اما بعد از اتمام پايان كار نام آن را به گمشده تغيير دادند.

اين فيلم محصول كشور آمريكا مي باشد و تصويربرداري آن در لس آنجلس و نيويورك انجام شده است.

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:7  توسط محمود  | 

سلام بچه ها این هم یه سری نرم افزار  کاربردی

 

معرفی نرم افزاری عالی و قدرتمند در رابطه با بازیابی فایل های از دست رفته


Search and Recover v 3.5

اين اتفاق براي همه ما پيش مي آيد که فايلهايمان را بطور اتفاقي از دست بدهيم.
با اين برنامه شما مي توانيد فايلهاي از دست رفته تان را مجدد احيا کنيد. البته نه فقط فايل بلکه : اسناد ، تصاوير ، ايمليها ، ويديوها و هر آنچه که در ديسک سخت ، دوربين ديجيتال ، MP3پلير ، ديسک فشرده ، داریو USB فلش يا هر سخت افزار ديگري که به رايانه تان متصل است.
اين نرم افزار آنچه را که ازدست رفته ، تخريب شده و يا منهدم شده است را پيدا کرده و احيا مي کند. يعني :
- فايلهايي که حتي از Recycle Bin هم پاک شده اند.
- فايلها حتي بعد از فورمت کردن درايو و نصب مجدد ويندوز ( مهم )
- فايلها يي که تحت تاثير ويروسها ، خطاهاي پارتيشن و قفل رايانه از بين رفته اند.


حجم : 4.1 مگابایت

دانلود: Download
Name:www.keygen.ws
Serial:65636-R3553-7334888370
 
PowerArchiver 9.50 Full
یکی از قدرتمندترین نرم افزارها برای فشرده کردن فایل ها این نرم افزار در سال 2004 در صدر جدول نرم افزارهای File Compression قرار داشت و امیدهای زیادی دارد که با ارائه این ورژن خود نسخه ی جدید Winrar و Winzip رو کنار بگذاره و مقام اول پارسال خود را امسال تکرار کند

دانلود: [ Download link][size:3.90 Mb]


Crack Address : http://www.download.ir/archives/Crac...ezasafdari.rar

 
نرم افزاری حرفه ای برای ویرایش و میکس و سانسور فیلم Video Edit Magic 4.14
Video Edit Magic 4.14 


نرم افزاری بسیار عالی و کاربردی برای ویرایش و میکس و سانسور فرمت های تصویری و ویدیویی با قابلیت ویژه

حتماً برای شما پیش آمده است که خواسته باشید یک فیلم را میکس یا به عبارتی ویرایش کنید و مثلاً تکه های از آن را حذف (سانسور) کنید و یا صدایی بر روی آن بگذارید، یا بر روی فیلم آرم و یا نشان قرار دهید، در این گونه موارد با هرکس که مشورت میکنید نرم افزارهای مانند Adobe Premiere و یا Ulead Video Studio ا به شما پیشنهاد میکند، نرم افزار های فوق علاوه بر دارا بودن امکانات فراوان به همان میزان نیز کار کردن با آنها دشوار میباشد. و کلاً کاربران مبتدی با دیدن صفحه اصلی برنامه گیج و سردرگم میشود و در نهایت از کار با آن منصرف میشود.

نرم افزاری که در اینجا قصد معرفی ان را داریم یکی از کاملترین و در عین حال ساده ترین نرم افزار های ویرایش فیلم است که کار با آن را براحتی فرا میگیرد و از کار کردن با آن نهایت لذت را خواهید برد!

برخی از ویژگی های این برنامه:
- ضبط مستقیم تصویر از ورودی های USB و Fire Wire
- ویرایش صدا و تصویر یک فایل تصویری
- قرار دادن جلوه های تصویری بر روی فایلهای ویدئویی
- بیش از 150 میان پرده (Transition)
- لایه لایه کردن تصاویر ویدئویی
- قرارد دادن Back Groun برای فایلهای ویدئویی
- ترکیب کردن دو فایل با یکدیگر
- قرارد دان نشان و آرم دلخواه بر روی
فیلم
- امکانات وسیع Cut, Copy, Paste قسمت های تصویر و صدا
- ایجاد
فورمت های VCD و DVD .

حجم : 11.6 مگابایت

دانلود : Download Now

نام : DeSiGNaTe

سریال نامبر : 796-50E1-F09D-950F-4E7D-68F1-0321

توجه مهم برای ریجستر کردن لطفا اول عدد 796 را وارد بکنید و بعد 50E1 الی آخر

کرک جدید بتاریخ امروز : آپلود شده از اینجا دریافت بکنید .

توجه مهم : پوشه کرک را کپی کرده و به پوشه اصلی برنامه ببرید و در آنجا باز کنید و فایل کرک را خارج کنید تا بر روی فایل اصلی برنامه قرار بگیرد و و بعد برنامه باز و استفاده بکنید .

 
 
 
معرفی نرم افزاری عالی و جالب برای تبدیل DVD To MP3
Plato DVD TO MP3 Ripper v 3.3.3

نرم افزاری عالی و کاربردی برای تهیه موزیک از DVD به MP3

اگر شما دوست دارید که موزیک های مورد علاقه خودرا از روی DVD به MP3 ببرید و بعد آن را در اتومبیل و غیره استفاده کنید . این برنامه عالی خواسته شما را با بهترین نحوه برآورده میکند .
قابلیت انتخاب زنجیر وار اهنگ ها
قابلیت انتخاب ترک صوتی
پشتیبانی عالی صدا بصورت دالبی دیجیتال
حجم : فقط 1.3 مگابایت
دانلود : Download
کرک : Crack



 
 
اینترنت دانلود منیچر معروف Internet Download Manger 5.02.5
Internet Download Manger 5.02.5

این هم آخرین نسخه جدید دانلود منیچر بسیار معروق و قدرتمند با وِیژگیهای عالی .

حجم : 1.79 مگابایت

دانلود : از اینجا دریافت بکنید

کرک آپلود شده از اینجا دریافت بکنید .



 
 
 
 
نرم افزار قدرتمند و گرانقیمت ضبط و میکس موزیک Mackie Tracktion 2.1.0.11
Mackie Tracktion 2.1.0.11


یک استودیو بسیار قدرتمند و حرفه ای و گرانقیمت برای میکس و رایت فرمت های صوتی و تراک

اگر شما از نرم افزار های صوتی تکراری و قدیمی خسته شده اید و بدنبال یک برنامه قدرتمند و همه کاره و با تکنولژیوی جدید هستید .

این برنامه همان است که بدنبالش هستید چون این برنامه 300 دلار قیمت دارد و شما توان خرید آنرا ندارید ما این برنامه بسیار جالب و کار بردی را تقدیم شما می کنیم . این نرم افزار قابلیت های بسیار دارد از جمله ضبط انواع فرمت های صوتی + انواع فرمت های تراک + فرمت های Midi + میکس با فیلتر های بسیار عالی و جدید + پلاگین های صوتی فضایی و دیجیتالی و غیره................

حجم : 20 مگابایت

دانلود : enfull1

کرک آپلود شده از اینجا دریافت بکنید
 
 
 
نرم افزار عالی و حرفه ای CDR Win 6.1
CDRWin v 6.1


با نصب این نرم افزار مجموعه ای کاملی از ابزارهای رایت سی دی را میتوانید در کنار هم داشته باشید، توسط این ابزارها میتوانید انواع CD های صوتی، مولتی مدیا، دیتا، بوت و سی دی های چند نشستی .... را به آسانی ایجاد کنید، همچنین میتوانید از سی دی های موجود خود یک نسخه ی پشتیبان تهیه کنید، CDRWIN یکی از قدیمیترین و حرفه ای ترین برنامه های رایت سی دی میباشد! که در تهیه سی دی های قفل دار و همچنین کپی سی های قفل دار از آن استفاده میشود.
یکی از خصوصیات این ابزار رایت، ایجاد مستقیم سی دی های صوتی از فایلهای Mp3 و بدون نیاز به تبدیل میباشد..

حجم : 16.6 مگابایت

دانلود : اینجارا کلیک کنید

نام : www.satsat.net

سریال نامبر : 3QX5SF-BLQ428-3XRW4U-A7N6FE-ZUTUPB




 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 15:0  توسط محمود  | 

پیشفرض این هم یه عکس گرون !
 
گرانترین عکس دنیا !!! (Photo)




يک قطعه عکس از ادوارد استيچن (Edward Steichen) از پيشگامان عکاسی آمريکا، رکورد بيشترين بهای پرداخت شده در حراج عکس را شکسته است.
"درياچه - مهتاب" سال ۱۹۰۴ در نيويورک گرفته شده و به بهای ۲ ميليون و نهصد هزار دلار، بيش از دو برابر رکورد قبلی، به فروش رفته است.
اين عکس ۴۱ در ۴۸ سانتيمتری، درياچه ای را تصوير کرده در حالی که انعکاس نور ماه از لابلای درختان اطراف در آب افتاده است.
تنها دو نسخه ديگر از اين عکس وجود دارند که هر دو در موزه نگهداری می شوند. هويت خريدار اين عکس هنوز روشن نيست.
الترا نيسميت، خبرنگار بی بی سی می گويد، بدون شک خريدار هر که باشد احساس کرده که تصاحب اين قطعه عکس تاريخی بيش از شکستن رکورد بهای آن ارزش دارد.
اين عکس توسط موزه شهری هنر (Metropolitan Museum of Art) که يک نسخه ديگر از آن را در مجموعه اش دارد به فروش گذاشته شده بود.
ادوارد استيچن تجربه گرفتن عکس رنگی را در سال ۱۹۰۴ آغاز کرد.
او يکی از اولين آمريکايی هايی بود که از "اتوکروم"، روشی انقلابی برای توليد عکس رنگی استفاده کرد.
رکورد قبلی بالاترين رقم فروش عکس در حراجی، ماه نوامبر ۲۰۰۵ ثبت شده بود. در آن حراجی قطعه عکس بدون نام از ريچارد پرينس (کابوی) يک ميليون و ۲۴۸ هزار دلار به فروش رفته بود.
"درياچه - مهتاب" در ساتبی (Sotheby's) نيويورک به حراج گذاشته شده بود.
__________________
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 17:34  توسط محمود  | 

 سلام

 
اين فهرست که تحت عنوان "آوای 2006" در نتيجه يک همه پرسی
از منتقدان موسيقی و مسئولان رسانه های راديو و تلويزيون تهيه شده، شامل ده هنرمند و گروه جديد است.( براي دانلود آهنگها،‌روي لينک‌ها کيک راست کرده و "
Save Target as" را انتخاب کنيد.)

 آوای 2006: ده خواننده و گروه موسيقی برگزيده

1- Corinne Bailey Rae


کورين بيلی ری خواننده بريتانيايی سبک سول با آهنگهای عاشقانه که از تقليد و کليشه و معانی تکراری عاطفی در آثارش پرهيز می کند. با مقدار کمی از عنصر پاپ که در ترانه های او شنيده می شود، می توان حدس زد که از طرفدارهای خاص خود در سال جديد ميلادی برخوردار خواهد شد.

کورين بيلی ری معتقد است موسيقی در وهله اول بايد روی انسانها تاثيرگذار باشد و شهرت حاصل از آن اهميت چندانی ندارد.

دانلود موزیک 1

دانلود موزیک 2

2- Clap Your Hands Say Yeah





گروه بعدی که در فهرست آوای 2006 توسط وب سايت خبری بی بی سی منتشر شده است گروهی است به نام "دست بزن و بگو بله".

دليل آنکه اين اسم را انتخاب کرده اند معلوم نيست اما آنطور که پيداست اين گروه 5 نفره نيويورکی با ملودی های گوناگون و پر انرژی قرار است بعد جديدی به موسيقی تلفيقی راک و جاز بدهند.

الک اوونزورث (Alec Ounsworth) خواننده گروه می گويد از راخمانينوف (آهنگساز روس) گرفته تا گروههای پاپ و راک جديد روی کار اين گروه تاثير گذاشته است.

دانلود موزیک

3- The Feeling





يا احساس از معدود گروه های گيتاريست در بريتانيا هستند که با کمال افتخار به گرايش خود به موسيقی پاپ اعتراف می کنند.

آنها با تاثير گرفتن ازگروههای پيش کسوتی مثل سوپر ترمپ و 10 سی سی که سالهاست سبک آنها خريداری ندارد آهنگ می سازند.

از این خواننده موزیکی پیدا نکردم.

4- Plan B





Plan B از خوانندگان رپ تازه لندن که به امينم بريتانيا معروف شده، پسر جوانی است که تمام مشکلات نسل خود را با همان شيوه خصومت بار و گستاخانه خاص رپرها می خواند.

پلن بی برخلاف رپ خوان های ديگر که فقط با حرکات دست و گردن به اصطلاح "رپ می زنند"، در حال اجرا گيتار می نوازد. ترانه های او که حاکی از رواج جنايت، خشونت و استفاده از مواد مخدر در بين نوجوانان بريتانيايی است به احتمال قوی با انتقادهای شديدی روبرو خواهد شد.

دانلود موزیک

5- Guillemot





گيومه تنها گروه در اين ميان است که می شود گفت تا حدی بين المللی است که از دو نفر بريتانيايی، يک برزيلی و يک کانادايی تشکيل شده است.

اعضای اين گروه می گويند سعی آنها در اين است که صنعت موسيقی را به زمانی برگردانند که تنها معيار موفقيت ملودی ها و ترانه های ممتاز بود. از آنجا که تاثير جاز، راک، پاپ و الکترو در کارهای آنها به وضوح مشاهده می شود، پيدا کردن نامی واحد برای توصيف آن دشوار است.

دانلود موزیک

6- Sway






پسر جوان اهل لندن که موفق شد قبل از آنکه آلبومی از او منتشر شود، در سال گذشته جايزه موسيقی موبو را از آن خود کند.

اين درحالی است که "50 سنت،" رپر آمريکايی با آن همه شهرت و اعتبار که نامزد دريافت اين جايزه بود نتوانست اين جايزه را از آن خود کند.

دانلود موزیک

Chris Brown -7





جوان ترين خواننده ای که پيش بينی شده در سال 2006 توجه مردم و منتقدان را به خودش جلب کند، کريس براون خواننده 16 ساله آمريکايی است که ثابت کرده سن و سال کم لزوما نشانه خام بودن نيست.

کريس براون با آهنگهای رقصی و آر اند بی و با صدای صاف و اعتماد به نفسی که در حين اجرا از خودش نشان می دهد با جوانی های مايکل جکسون مقايسه شده است.

دانلود موزیک

8- Marcos Hernandez





مارکوس هرناندز، جوان مکزيکی - آمريکايی که بعد از مدتها کار با خواننده ها و گروههای معتبری مثل Destiny's child اکنون به تنهايی در بين دست اندرکاران موسيقی صاحب نام شده است.

نخستين تک آهنگ هرناندز، Bitter sweet يا "تلخ و شيرين" طرفدارهای زيادی پيدا کرده است.

دانلود موزیک

9- The Automatic





گروه الکترو راک "اتوماتيک" از چهار نوجوان اهل ولز تشکيل شده که با آهنگهای پر سر و صدا، انگار قرار است هميشه 17 ساله باقی بمانند.

منتقدان موسيقی آنها را يک گروه هايپراکتيو (با انرژی مضاعف) توصيف و پيش بينی می کنند که گروه اتوماتيک طراوت و روحيه نوجوانی را در سال 2006 به موسيقی پاپ برمی گرداند.

دانلود موزیک

10- Kubb





کاب، دهمين گروهی است که نامش در فهرست آواهای سال 2006 منتشر شده است. به نظر می رسد مديران تنها برای عرضه صدای رسای هری کالير خواننده اصلی، اين گروه را تشکيل داده اند.

Harry collier زمانی استعدادش کشف شد که در يک کافه کار می کرد و برای مشتری ها آهنگ تولد می خواند.


از این خواننده موزیکی پیدا نکردم.



این فهرست توسط سایت بی بی سی تهیه شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 16:52  توسط محمود  | 

مقدمه:
 
در خواب ديدم كه به كليسايي رفته ام.


خدا را ديدم كه داشت دعا مي كرد.


جلوتر رفتم كه ببينم او براي چه كسي دعا مي كند.


براستي كه او داشت براي انسان دعا مي كرد
 
 
(( رد پا ))

شبي بنده اي در خواب ديد كه با خداي خود در ساحل دريا راه ميرود.


در افق صحنه هايي از گذشته و زندگي خود را مي ديد كه همچون صاعقه
 
 اي از برابر چشمانش عبور مي كردند.


در هر صحنه دو رد پا روي شن ها مي ديد.


يكس رد پاي خود او و ديگري رد پاي خدايش.


وقتي از صفحهء آخر آسمان مي گذشت به عقب باز گشت. به رد پاهاي
 
 روي شن ها نگاه كرد.

شگفتا كه در بسياري از مواقع آن هم در سخت ترين و غم انگيز ترين لحظه
 
 هاي زندگيش تنها يك رد پا وجود داشت.
 

از اين موضوع عميقآ متاثر شد و از خداي خود پرسيد:


خداوندا تو گفته بودي تا هر زمان كه پيرو تو باشم مرا در راه زندگي تنها
 
 نمي گذاري و همواره همراهم خواهي بود.


اما امروز ديدم كه در سخت ترين زمان هاي زندگيم تنها يك جفت رد پا
 
 وجود داشته است.
 
 

نميدانم چطور در چنين لحظه هايي كه بيشترين احتياج را به تو داشتم
 
 مرا تنها ميگذاشتي..؟
خداوند به لطف و مهرباني پاسخ داد:


فرزندم من تو را دوست دارم و تو را هرگز تنها نميگذارم.


آن زمان ها و در لحظه هاي رنج و سختي كه تنها يك جفت رد پا ديدي،
 
 آن رد پاي من بود كه تو را در آغوش گرفته بودم و در
 
 مسير زندگي به جلو ميبردم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 16:9  توسط محمود  | 


 » همه برای توتی!
  آ.اس.رم  ۲   لاتزيو سوراخ!!   فورزا روما - فورزا کاپيتانو فريادی بود که بارها در ورزشگاه فرياد زده شد. در بازيی که کاپيتان توتی بيشتر از بازی جلب توجه می کرد رم کاری کرد که خيلی  از مدعيان سری A نتونستند اونو انجام بدن و اون هم يازده برد  پياپی بود. نه اين فقط يه برد معمولی نبود و قطعا ارزشش از ده برد قبلی - صعود به مرحله بعدی جام يوفا و حتی حذف يوونتوس از کوپا ايتاليا بيشتر بود.

 مصدوميت توتی انگيزه و تلاش بيشتر رو در رم جاری کرد و هر کدوم از بازيکنان رم فراتر از حد خودشون تلاش کردند و اين از چهره خود اونها - چهره توتی در جريان بازی و  همينطور شادمانی اسپالتی در انتهای بازی نمايان بود. رم باز هم با ترکيب آشنای خودش به بازی اومد » دونی - چيوو - مکسس - کوفره دفاع با ابهت رم رو تشکيل دادند. پروتا - آکوئيلانی - ده روسی -  تادئی کمربند ميانی رم رو محکم کردند و مانسينی و مونتلا هم بارها لاتزيو رو آزار دادند که البته اولی بهتر کار کرد. چهره دی کانيو  رو هم اخر بازی حتما ديديد که چقدر خنده دار شده بود و قطعا باخت  برابر رم بدون توتی برای اون بارها از باختن به رم با توتی سخت  تر و کشنده تر بود. حضور توتی در کنار زمين هم واقعا در دادن  انگيزه به تيم موثر بود که اميدوارم در بازی با اينتر هم کنار  زمين حضور داشته باشه. بازيی که خيلی ها گمان می کنند آخرن بازی هست که رم ميبره. بازی با اينتر ميتونه به همه ثابت کنه که رم چه تيميه! بخصوص که رم يک هفته کامل رو بعد از مدتها استراحت می  کنه. 
 ولی خودمونيما برد با توتی يه حالی ميده؛ با توتی هم يه حال  ديگه. به نظر شما حال کدوم بيشتره!؟

                                                                                                                                         

                    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 15:35  توسط محمود  | 

جن گيري اميلي رز ( The Exorcism of Emily Rose )

كارگردان : اسكات دريكسون


فيلمنامه : اسكات دركسون، پل هريس بوردمن



بازيگران : لورا ليني، تام ويلكينسن، كمبل اسكات، شهره آغداشلو
مدت زمان فيلم : 114 دقيقه
اكران : نهم سپتامبر 2005

بازسازي جديدي از جن گير :



«ارين برونر» در يك پرونده قضايي نادر ، دفاع از كشيشي كاتوليك بنام «پدر مور» را بر عهده مي گيرد. «پدر مور» متهم است كه در يك مراسم جن گيري براي دانشجوي جواني بنام «اميلي رز» باعث مرگ او شده است.



«جن گيري اميلي رز» حاصل تركيبي مغشوش از گونه هاي هراس، دادگاهي، درام و فيلمهاي برگرفته از واقعيت است. داستان فيلم برداشتي سطحي از ماجراي «آنه ليس ميشل» دختر جوان آلماني است كه طي يك مراسم جن گيري در اواسط سالهاي 1970 در گذشت. اسكات دريكسون اين ماجرا را به آمريكاي معاصر آورده و تمركز فيلم را بر دادگاه كشيشي كه متهم به قتل اميلي است قرار داده است. ماجراهاي مربوط به اميلي از طريق فلاش بك نمايش داده مي شود و در صحنه هاي دادگاه شاهد بحث بر سر اعتقاد به خرافات و حقايق علمي هستيم. كليشه هاي استاندارد فيلمهاي هراس نيز مابين صحنه هاي فيلم گنجانده شده اند.





«جن گيري اميلي رز» بعنوان فيلمي ترسناك وارد بازار شده است، اما جواناني كه توقع دارند پس از تماشاي فيلم دچار كابوسهاي شبانه شوند از ديدن آن چندان خرسند نخواهند شد.

البته برخي جلوه هاي ويژه فيلم به ويژه آنهايي كه از «حلقه» تقليد شده اند، شايد توقع اين دسته از تماشاگران را برآورده كند، اما اين صحنه ها نيز در حد درجه PG-13 ملايم شده اند. مسلما صحنه هاي طولاني دادگاه نيز حوصله علاقمندان فيلمهاي ترسناك را سرخواهد برد.







«جن گيري اميلي رز» شبيه بازسازي جديدي از جن گير است كه صحنه هاي دادگاه به آن اضافه شده است. بيشتر زمان اين صحنه ها صرف پرداختن به بحث درباره مسائلي چون وجود يا عدم وجود ارواح خبيث شده است. با اين كه فيلمسازان ادعا دارند در صحنه هاي دادگاه توانسته اند تعادل را بين هر دو طرف دعوا برقرار سازند، اما ساختار فيلم باعث بر هم خوردن اين تعادل شده است چرا كه وقايع از نقطه نظرات مدافعان روايت مي شود.





در «جن گيري اميلي رز» شخصيتها تبديل به طرفين يك مناظره شده اند و در بيشتر صحنه هاي فيلم تنها شاهد يك جر و بحث معمولي بر سر علم و خرافات هستيم. برجسته ترين بازي فيلم توسط «جنيفر كارپنتر» در نقش يك دختر بيمار ارائه مي شود. حركات پر پيچ و تاب بدن او در صحنه هاي جن گيري بسيار خوب اجرا شده اند.




جيمز براردينلي ( منتقد )

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 15:31  توسط محمود  | 

 

گزارش بازی : برد 2-0 و ناکام ماندن نژادپرستان

منبع : سایت رسمی باشگاه

گلهای نیمه دوم رونالدینیو (پنالتی) و هنریک لارسن، برای ثبت سه امتیاز این بازی به نام بارسا کافی بود. این برد در حالی به دست آمد، که روند بازی تحت تاثیر حرکات نژادپرستانه تعدادی از تماشاچیان زاراگوزا قرار گرفته بود.

پس از آنکه چهارشنبه شب بارسا، بر تیمی که سال گذشته از گردونه رقابتهای لیگ قهرمانان حذف کرده بود، پیروز شد، دیشب هم نوبت باخت تیمی بود که ماه گذشته بارسا را از جام پادشاهی کنار گذاشته بود. این بازی نمایشی زیبا از هیچ کدام از دو تیم نبود. اما جنگ تاکتیکی فشرده ای در میانه زمین در جریان بود و فرصتهای گلزنی بسیار کمی ایجاد شد تا اینکه گل رونالدینیو از روی نقطه پنالتی روند را به نفع بارسا تغییر داد. بخش منفی این بازی، رفتارهای نژادپرستانه گروهی از تماشاچیان بر علیه اتوئو بود که او را بر این داشت تا قصد ترک زمین بازی کند. پس از این فعل و انفعالات و اخطار بلندگوی ورزشگاه به این گروه، دفاع زاراگوزا تمرکز خود را از دست داد و یاران بارسا موفق به کسب پیروزی شدند.


ترکیب بارسا در این بازی: والدس، پویول، مارکز، سیلوینهو، بلتی، دکو، موتا (ون بومل)، مسی (لارسن)، رونالدینیو (اینیستا)، اتوئو و ادمیلسون.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:29  توسط محمود  | 

JavaScript Codes