كانون فيلم و عكس دانشگاه در ادامه ي نمايش آثار برجسته ي سينمايي فيلم اتوبوسي بنام هوس به كارگرداني اليا كازان و بازي مارلون براندو و ويوين لي را نمايش داد. مانند دفعات قبل نشريه اي بجهت معرفي فيلم آماده شد كه بيشتر به بحث درباره ي نمايشنامه ي فيلم اثر تنسي ويليامز و معرفي بازيگران فيلم مي پرداخت. در ضمن معرفي براندو مختصري در مورد متد اكتينگ نيز بحث شد. بي اختيار بياد يكي از دوستان وبلاگ نويس مون افتادم كه چند وقت پيش در مورد اين متد سوالي پرسيده بودند كه من موفق نشدم اطلاعات پراكنده ي خودم را به صورت يك مقاله مناسب دربيارم به همين جهت مقاله دوستم ميثم را به اسم خودش در وبلاگ گذاشتم.
***************************
* براي هاله خانوم از وبلاگ خيلي دور خيلي نزديك
متد اکتینگ یا بازیگری به شیوه ی متد، تکنیکی ست که بازیگر در آن با به کارگیری احساسات، خاطرات و تجربه های شخصی خود، سعی می کند خود را چنان به نقش نزدیک کند تا بتواند به اجرایی طبیعی و واقع گرایانه دست یابد.
این نوع شیوه ی بازیگری برای اولین بار توسط کارگردان تآتر روسی، کنستانتین استنیسلاوسکی در دهه ی 1930 مطرح شد، و او در کتاب های خود به نظریه پردازی در این باره پرداخت. چندی نگذشت که ریچارد بولسلافسکی، یکی از شاگردان استنیسلاوسکی یک مدرسه ی بازیگری در نیویورک تاسیس کرد و به تدریس اصول مقدماتی شیوه های بازیگری وی پرداخت.
اما مقبولیت متد اکتینگ با تاسیس موسسه ی اکتورز استودیو توسط الیا کازان (کارگردان نمایش و فیلم اتوبوسی به نام هوس) ، چریل کرافورد و رابرت لوییس و با مدیریت استاد مشهور بازیگری لی استراسبرگ و تحدید نظرهایی که او در آموزه های استنیسلاوسکی اتخاذ کرد، در طول دو دهه ی 1940 و 50 فراگیر شد و بسیاری از بازیگران مطرح تآتر و سینما جذب این موسسه شدند.
متد اکتینگ تحولی عظیم در عرصه ی بازیگری به شمار می آمد. و می توان از لحاظ اعتبار آن را هم ردیف آموزه های برشت پیرامون بازیگری قلمداد کرد. متد اکتینگ بر خلاف نامش یک نوع شیوه یا تکنیک واحد و مشخص نیست. بلکه مجموعه ای از توانایی های پر ابهام در عرصه ی بازیگری ست. مربیان مختلف شیوه های متفاوتی را در تدریس آن به کار می برده اند. به طور کلی می توان گفت متد اکتینگ شامل تشخیص و به کارگیری محرک های روانی و شناخت شرایط درونی و احساسی شخصیت از طریق انعکاس آن شرایط به درون خود است. بدین خاطر است که شیوه های یاددهی و تمرین این نوع بازیگری پیچیده و طاقت فرساست، به طوری که بسیاری از بازیگران مطرح سینما برای بازی در یک نقش مجبور شده اند ماه ها خود را ایزوله کرده و با شرایط شخصیت وفق دهند، و در بعضی موارد کارشان به مراقبت های روانی کشیده شده است.
برخی از برجسته ترین مربیان بازیگری به شیوه ی متد لی استراسبرگ (بازیگر، کارگردان و تهیه کننده) استلا آدلر(بازیگر)، سانفورد مایسنر (بازیگر)، ریچارد بولسلافسکی (بازیگر و کارگردان فیلم) بودند.
از مشهور ترین های متد اکتینگ ها مي توان به مارلون براندو ، رابرت د نیرو ، لی گرانت ، مرلین مونرو ، آل پاچینو ، پل نیومن، جین وایلدر و شلی وینترز اشاره كرد.
*تهيه و تنظيم متن زير هم توسط خانوم شكوري از نويسندگان نشريه انجام شده است.
A Streetcar Named Desire
An American Classic by
تنسي ويليامز ويليامز نمايشنامه ي اتوبوسي بنام هوس را در سال 1948 نوشت و در همان سال برنده جايزه پولتزر بهترين نمايشنامه درام شد. امروز منقدين اتوبوسي بنام هوس را يكي از نماد هاي دهه ي 40 و 50 (دوراني كه ويليامز در آن موفق ترين آثار خود نظير اتوبوسي به نام هوس و باغ وحش شيشه اي را نوشت) به شمار مي آورند. نمايشنامه اي كه در آن برخورد بين دو شخصيت سمبوليك از دو طبقه اجتماعي متفاوت نشان داده شده است. بلانش دوبرا يكي از بازماندگان فخرفروش و متظاهر خانواده اي قديمي و جنوبي است كه با استنلي كوالسكي مهاجري از طبقه متوسط آشنا مي شود.
... اشاره به اتوبوسي كه هوس نام دارد حركتي سمبليك براي اشاره به مضمون اصلي نمايشنامه است. براي رسيدن به خانه خواهرش بايد از اتوبوسي بنام هوس استفاده كند.در طول اثر با بلانش همسفر مي شويم و متوجه مي شويم كه مرگ و هوس دو روي يك سكه اند ...
در طول نمايشنامه زنان همواره به عنوان جنس ضعيف در نظر گرفته شده اند و اين مردها هستند كه تمام امور را تحت كنترل دارند ...
استنلي شخصي سنگدل است كه غريزه تصاحب و فرمانروايي دارد ولي هرگز به دنبال نابودي و آزار ديگران نيست به همين دليل او را مي توان نمادي از ارزش هاي جامعه ي سرمايه داري و صنعتي امريكا كه در حال سربرآوردن بود در نظر گرفت ...
... در همان دوراني كه ويليامز نمايشنامه هاي اوليه اش را مي نوشت دو نويسنده ي جنوبي ديگر بنام هاي ويليام فاكنر و ارسكين كالدون در زمينه ي شهر هاي جنوبي و دنياي نيمه خيالي_نيمه واقعي فعاليت مي كردند. كه اين داستان ها هم خانواده هاي اشرافي و برده هاي سياه و مهاجراني همچون استنلي را در كنار فقر و الكل و نااميدي نمايش مي دادند.
*******************************
* متاسفانه خودم چيزي براي نوشتن نداشتم ... در حقيقت مدت هاست كه حسي براي نوشتن ندارم ...


